عمهء العاضد هم كه از دست صالح به ستوه آمده بود سرداران مصرى را رشوه داد و آنان را به قتل او وادار كرد .
نيرومندترين آنان مردى بود كه ابن الراعى خوانده مىشد .
او در دهليز كاخ خلافت كمين كرد . و همين كه صالح بن - رزيك وارد كاخ شد ، بر او حمله كرد و با وجود وحشتى كه ازو داشت ، چند ضربهء كارد بر او فرود آورد .
صالح در اثر آن ضربات زخمهاى كشندهاى برداشت . ولى به خانه حملش كردند و تا خانه هنوز زنده بود .
از خانهء خود براى العاضد پيغام فرستاد و او را سرزنش كرد كه به كشتن وى رضا داده با اينكه وى در خليفه شدن او مؤثر بوده است .
العاضد لدين اللّه ، خليفهء مصر ، سوگند ياد كرد كه از اين جريان آگاهى نداشته و بدان راضى نبوده است .
صالح بن رزيك گفت : اگر تو گناهى ندارى پس عمهء خود را تحويل من بده تا ازو انتقام بگيرم .
العاضد نيز فرمان دستگيرى عمهء خود را صادر كرد . و كسى را به سر وقت او فرستاد كه او را به زور گرفت .
اين زن را به خدمت صالح بن رزيك حاضر كردند و صالح نيز او را به قتل رساند .
بعد وصيت كرد كه پس از وى وزارت را به پسرش رزيك بدهند .
رزيك به « عادل » ملقب شد و بعد از درگذشت پدرش زمام امور وزارت به دست وى افتاد .
صالح بن رزيك شعر مىسرود و اشعار نيكوى بليغى دارد كه نشانه كثرت فضل اوست .
از جملهء آثار او ابيات ذيل است كه در فخر و مباهات سروده است :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٧