پرسيد : « چطور ؟ » جواب داد : « براى اينكه تو سربازان خود را با ما در خانههاى ما جا مىدهى . آن وقت اگر من و زنم از خانه بيرون برويم ، در خانه هيچكس نمىماند و سرباز آنچه را كه در خانه داريم ، برمىدارد .
اگر زنم را در خانه بگذارم و خودم براى آب دادن اسب از خانه بيرون بيايم ، خاطرم آسوده نخواهد بود و اطمينان ندارم كه سرباز به زنم دست درازى نخواهد كرد .
بالاخره بهتر آن ديدم كه خودم در خانه بمانم و همسرم را براى آب دادن اسب بيرون بفرستم .
عبد اللّه بن طاهر ، اين معنى به خاطرش گران آمد و در همان وقت از شهر خارج شد و در خيمه فرود آمد . و فرمان داد كه لشكريان او از خانههاى مردم بيرون بروند .
آنگاه شادياخ را به عنوان خانهاى براى خود و لشكريان خود ساخت . و او و كسانش در آن سكونت گزيدند .
عمارت شادياخ بعد ويران گرديد [ 1 ] .
هامش
[ ( 1 ) ] - حكايت فوق را درباره ساختن شادياخ ياقوت در معجم البلدان چنين آورده است :
« شادياخ نيز شهر نيشابور ، مادر شهرهاى خراسان در زمان ماست . و در قديم بوستانى بود از آن عبد الله بن طاهر بن حسين ، پيوسته به شهر نيشابور . الحاكم ابو عبد الله بن بيع در پايان كتاب خود در تاريخ نيشابور آورده است كه عبد الله بن طاهر چون به حكمرانى خراسان به نيشابور رسيد و در آن جا فرود آمد ، از بسيارى لشكريان او جا بر مردم تنگ شد و به زور در خانه مردم فرود آمدند .
مردم از ايشان سختى ديدند و چنين پيش آمد كه يكى از لشكريانش به خانهء مردى فرود آمد و خداوند خانه زنى زيبا داشت و مردى غيرتمند بود و در خانه ماند و بواسطهء غيرتى كه بر زن خود داشت . از آن بيرون نرفت .
بقيه ذيل در صفحه بعد