تا ماه رمضان سال 557 هجرى مهلت داد .
بعد او را گرفت و در چشمش ميل كشيد و كورش كرد . و آنچه از اموال و جواهر و اشياء گرانبها داشت ضبط نمود .
سلطان محمود اين اشياء را ، هنگامى كه با غزان بود ، از بيم آنها پنهان ميداشت .
امير مؤيد اىابه ، وقتى سلطان محمود را از بين برد ، خطبهاى را هم كه در نيشابور و ساير نواحى متصرفى خود ، به نام وى مىخواند قطع كرد .
آنگاه خطبهء سلطنت به نام خود ، و بعد خطبهء خلافت به نام المستنجد باللّه خواند .
امير مؤيد اىابه ، همچنين جلال الدين محمد ، پسر سلطان محمود ، را دستگير كرد .
اين پسر ، همان كسى بود كه غزان ، پيش از پدرش ، او را به فرمانروائى خود برگزيده بودند ، همچنانكه ما پيش ازين شرح داديم .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحه قبل در شادياخ گفته ، آورده است . . . . قصر آل طاهر در « ميان » در ناحيهء شادياخ پس از ويرانى دوباره كشتزار شده و از اين جا پيداست كه شادياخ و ميان در روستاى بيرون شهر بوده است .
يعقوبى نيز در كتاب البلدان گويد : « عبد الله بن طاهر در شهر نيشابور فرود آمد و چنان كه فرمانروايان ديگر مىكردند به مرو نرفت و در آن جا بناى شگفتى ساخت كه شادياخ باشد . »
از اين جا پيداست كه كاخ طاهريان در شادياخ بناى بزرگ و زيبا و حتى شگفت بوده است .
حمد الله مستوفى در نزهة القلوب گويد : « . . . دار الامارهء خراسان در عهد اكاسره تا آخر عهد طاهريان در بلخ و مرو بودى و چون دولت به بنى ليث رسيدى بقيه ذيل در صفحه بعد