تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
و از او براى مبارزه با دشمن كمك خواست . به او خبر داد كه مسلمانان چها ديده و چها كشيده‌اند . و او را برانگيخت كه مسلمانان را يارى دهد . سلطان سنجر نيز به جمع آورى سرداران و سپاهيان خود پرداخت .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل : كردند . مغولان كه از فتح شهرهاى اترار و بخارا و سمرقند فراغت يافته بودند نيز به طرف فرغانه سرازير شدند و با بيست هزار سپاهى و قريب پنجاه هزار حشر به سمت خجند حركت كردند . حكومت خجند درين تاريخ به دست نامورى بود به نام تيمور ملك كه از دليرترين امراى خوارزمشاه بود . و او در استيلاى مغول بواسطه پايدارى در دفاع و مردانگى نام نيكى از خود به يادگار گذاشته است . تيمور ملك با هزار مرد جنگى در جزيره‌اى از جزاير داخل شط سيحون ، نزديك خجند ، در حصارى كه ساخته بود متحصن شد و مغول‌ها هر قدر خواستند بر او دست يابند ممكن نگرديد . تيمور ملك مردانه مىجنگيد و مغول‌ها را به خاك هلاك مىانداخت . عاقبت چون ديد از هر طرف چنگيزيان عرصه را بر او تنگ كرده‌اند با هفتاد كشتى كه قبلا تهيه ديده بود بار و بنه خود را برداشته ، با جمعى از ياران به بناكت رفت . و از آن جا به خجند و بارجين كنت رسيد . و در راه همه جا به لشكريان مغول مىزد و مىخورد تا چون يكه و تنها و بىسلاح ماند به خوارزم آمد و از آن جا به حدود خراسان تاخت و در شهر ستانه به خدمت سلطان پيوست - از تاريخ مغول عباس اقبال . نام ديگر خجند نزد جغرافيانويسان اسلامى خجنده است . ( خلاصه از لغتنامهء دهخدا ) بقيهء ذيل در صفحهء بعد