خليفه نيز به حلوان رفت . و به ملكشاه ابن سلطان محمود برادر سلطان محمد ، صاحب همدان ، و غيره ، پيام فرستاد و او را به موافقت و همدستى با خود دعوت كرد .
او نيز با دو هزار سوار به حركت در آمد .
ملكشاه و سليمانشاه ، هر يك نسبت به ديگرى ، سوگند وفادارى ياد كردند .
آنگاه ملكشاه سليمانشاه را وليعهد خود ساخت .
خليفه عباسى نيز با مال و اسلحه آن دو را تقويت كرد .
اين دو تن با لشكريان خود به امير ايلدگز پيوستند و جمع كثيرى شدند .
وقتى سلطان محمد خبر ايشان را شنيد براى قطب الدين مودود ، صاحب موصل ، و نايب او زين الدين پيام فرستاد و از آن دو ، كمك و يارى خواست و وعده داد كه چنانچه در جنگ پيروزى يابد مبالغ گزافى به آنان بپردازد .
آن دو تن نيز به دو پاسخ مساعد دادند و موافقت كردند .
بدين ترتيب سلطان محمد خود را تقويت كرد و براى برخورد با سليمانشاه و لشكريانى كه به گردش جمع شده بودند به حركت در آمد .
در ماه جمادى الاولى جنگ ميان آنان واقع شد و پيكار در بين دو طرف شدت يافت .
سرانجام سليمانشاه و همراهانش شكست خوردند و گريختند .
لشكريان بغداد نيز متوارى شدند و از قشون خليفه ، كه سه هزار نفر بودند ، قريب پنجاه تن به بغداد رسيدند .
از آنان هيچكس كشته نشده بود . فقط وقتى اسبان و اموالشان را گرفتند ، پراكنده شدند و با همان پراكندگى به سوى زادگاههاى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 301
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٠١