تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
خليفه نيز به حلوان رفت . و به ملكشاه ابن سلطان محمود برادر سلطان محمد ، صاحب همدان ، و غيره ، پيام فرستاد و او را به موافقت و همدستى با خود دعوت كرد . او نيز با دو هزار سوار به حركت در آمد . ملكشاه و سليمانشاه ، هر يك نسبت به ديگرى ، سوگند وفادارى ياد كردند . آنگاه ملكشاه سليمانشاه را وليعهد خود ساخت . خليفه عباسى نيز با مال و اسلحه آن دو را تقويت كرد . اين دو تن با لشكريان خود به امير ايلدگز پيوستند و جمع كثيرى شدند . وقتى سلطان محمد خبر ايشان را شنيد براى قطب الدين مودود ، صاحب موصل ، و نايب او زين الدين پيام فرستاد و از آن دو ، كمك و يارى خواست و وعده داد كه چنانچه در جنگ پيروزى يابد مبالغ گزافى به آنان بپردازد . آن دو تن نيز به دو پاسخ مساعد دادند و موافقت كردند . بدين ترتيب سلطان محمد خود را تقويت كرد و براى برخورد با سليمانشاه و لشكريانى كه به گردش جمع شده بودند به حركت در آمد . در ماه جمادى الاولى جنگ ميان آنان واقع شد و پيكار در بين دو طرف شدت يافت . سرانجام سليمانشاه و همراهانش شكست خوردند و گريختند . لشكريان بغداد نيز متوارى شدند و از قشون خليفه ، كه سه هزار نفر بودند ، قريب پنجاه تن به بغداد رسيدند . از آنان هيچكس كشته نشده بود . فقط وقتى اسبان و اموالشان را گرفتند ، پراكنده شدند و با همان پراكندگى به سوى زادگاه‌هاى