شهر پيكار با فرنگيان را ادامه دادند .
فرنگيان آنان را احاطه كردند .
مردم سفاقس گريختند و سوار كشتى شدند و از راه دريا خود را نجات دادند .
اهل زويله باقى ماندند كه در اثر حمله فرنگيان شكست خوردند و به زويله گريختند .
ولى دروازههاى شهر را بسته يافتند . بدين جهة در زير ديوار شهر پيكار را از سر گرفتند و پايدارى به خرج دادند تا وقتى كه اكثرشان به قتل رسيدند و نجات نيافتند مگر عدهاى قليل كه پراكنده شدند .
برخى از ايشان هم پيش عبد المؤمن رفتند .
پس از مقتول و متوارى شدن آن عده ، زنان و كودكان و پيرمردانشان كه در شهر بودند به بيابان گريختند و به هيچ قسمت از اموال خود ديگر دست نيافتند .
فرنگيان داخل زويله گرديدند و از زنان و كودكان هر كرا كه يافتند كشتند و اموالشان را غارت كردند .
بدين ترتيب فرنگيان در مهديه استقرار يافتند تا وقتى كه عبد المؤمن ، به نحوى كه انشاء الله بيان خواهيم كرد ، اين شهر را از آنان گرفت .
دستگير ساختن سليمانشاه و زندانى كردن او در موصل
در اين سال ، زين الدين على كوچك ، نايب قطب الدين مودود بن زنگى بن آقسنقر فرمانرواى موصل ، ملك سليمانشاه ، پسر سلطان