تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
محمد بن ملكشاه سلجوقى ، را دستگير كرد . سليمانشاه چندى پيش ازين تاريخ نزد عم خود سلطان سنجر به سر مىبرد . سنجر او را وليعهد خود ساخته و به نام وى بر منابر خراسان خطبه خوانده بود . وقتى براى سلطان سنجر درگيرى با غزان ، به نحوى كه گفتيم ، پيش آمد و غزان بر قشون خراسان چيره شدند و لشكريان او از دفع غزان عاجز ماندند ، سليمانشاه پيش خوارزمشاه رفت . خوارزمشاه دختر برادر خود ، اقسيس ، را به عقد ازدواج وى در آورد . ولى بعد ، از سليمانشاه اعمالى ديد كه بدش آمد و او را از خود راند . سليمانشاه از آن جا رهسپار اصفهان گرديد ولى شحنه اصفهان از ورود او جلوگيرى كرد . بعد به كاشان رفت . ولى محمد شاه ، پسر برادر او ، محمود بن محمد ، قشونى را به سروقت وى فرستاد تا او را از آن جا برانند . لذا او از كاشان رهسپار خوزستان شد . در آن جا نيز ملكشاه از ورودش جلوگيرى كرد . ناچار عازم شهر لحف شد و در بند نيجين فرود آمد و كسى را نزد خليفه عباسى فرستاد كه ورودش را به دو اطلاع دهد . آنگاه ميان او و خليفه پيك و پيام‌هائى رد و بدل گرديد تا امر بر اين قرار گرفت كه سليمانشاه زن خود را به عنوان گروگان نزد خليفه بفرستد . او نيز همسر خود را با جمعى از كنيزان و پيروانش به خدمت خليفه فرستاد و گفت :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 299 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت