تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
« من آنها را به عنوان گروگان‌هائى در آنجا فرستادم . اكنون اگر امير المؤمنين اجازه فرمايند كه وارد بغداد شوم وارد خواهم شد و گر نه مراجعت خواهم كرد . » خليفه مقدم همسر او و همراهانش را گرامى داشت . به شوهرش سليمانشاه نيز اجازه ورود داد . سليمانشاه با قشون مختصرى كه تعدادش به سيصد تن مىرسيد داخل بغداد گرديد . پسر وزير خليفه عون الدين هبيره ، با قاضى القضاه و دو نفر نقيب براى ملاقات او از شهر بيرون رفت . ولى در برابر سليمانشاه از اسب پياده نشد . سليمانشاه در حالى كه شمسه‌اى بر سر داشت داخل بغداد شد و خليفه برايش خلعت فرستاد . او در بغداد تا محرم سال 551 هجرى قمرى اقامت كرد . در اين ماه خليفه او را به اقامتگاه خود احضار فرمود و قاضى القضاة و گواهان و بزرگان آل عباس را نيز فرا خواند . سليمانشاه در حضور ايشان سوگند ياد كرد كه نسبت به خليفه عباسى نيكرفتار و يك دل و يك رنگ و فرمانبردار باشد و بهيچوجه متعرض بغداد نگردد . پس از اين سوگند ، در بغداد به نام وى خطبه خوانده شد و به لقب « غياث الدنيا و الدين » و ساير القاب پدرش ملقب گرديد . خليفه نيز به او خلعت‌هاى سلطنت داد . آنگاه لشكريان بغداد را كه سه هزار سوار بودند همراه او كرد و امير قويدان ، صاحب حله ، را به عنوان امير حاجب با او فرستاد . سليمانشاه با اين قشون در ماه ربيع الاول به سوى شهرهاى جبل رهسپار گرديد .