بعد ، بهرامشاه دار فانى را وداع گفت و پس از او پسرش خسرو شاه به فرمانروائى نشست .
علاء الدين در سال 550 هجرى قمرى قشونى تجهيز كرد و به جانب شهر غزنه رهسپار گرديد .
وقتى اين خبر به گوش خسرو شاه رسيد از غزنه به لهاوور ( لاهور ) رفت .
علاء الدين غزنه را به تصرف در آورد و مدت سه روز در آن جا دست به يغما و چپاول گذارد .
علويانى را هم كه در اسير كردن برادرش دست داشتند گرفت و از فراز كوهها به پائين انداخت .
محلهاى را كه برادرش در آن جا به دار آويخته شده بود ويران كرد و زنانى را كه مىگفتند اشعارى در هجو برادرش با ساز و آواز خوانده بودند گرفت و داخل گرمابهاى كرد و درش را بست و نگذاشت از آن بيرون آيند تا وقتى كه همه جان سپردند .
علاء الدين سپس در غزنه ماند و امور آن جا را اصلاح كرد .
آنگاه به فيروزكوه بازگشت و گروه بسيارى از مردم غزنه را با خود برد و بر روى دوش آنان جوالهائى از خاك غزنه به فيروز كوه حمل كرد و با آن خاكها قلعه فيروز كوه را ساخت كه تا امروز ( يعنى تا زمان حيات ابن اثير : آغاز قرن هفتم هجرى قمرى ) موجود است .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبلاعضاء ممالك جهان را بدنم * جوينده خصم خويش و لشكرشكنم
گر غزنين را ز بيخ و بن بر نكنم * پس من نه حسين بن حسين حسنم( مترجم )