دشمنان چيرگى يافت .
تو بر قلعهء انب و عزم و ارادهء مدافعان آن چنان صدمهاى زدى كه مثل آب سنگهاى قلعه ذوب شد .
در تل باشر نيز لشكريانى را به پيشروى گماشتى كه از ديوارهاى بلند آن بالا رفتند .
اگر دلوك نيز با سپاهيان تو دست و پنجه نرم كرد ، تو حملهاى بردى و كارى كردى كه اخبار تسخير دلوك راست باشد . )
جنگ ميان سلطان سنجر و غوريان
در اين سال ميان سلطان سنجر و غوريان جنگى در گرفت .
تازه آغاز روى كار آمدن دولت غوريان بود و نخستين كسى كه از آنان به فرمانروائى رسيد نامش حسين بن حسين پادشاه جبال غور و شهر فيروز كوه بود .
فيروز كوه در نزديكى توابع غزنه قرار داشت .
حسين كه به علاء الدين ملقب بود قدرتى يافت و كارش بالا گرفت و متعرض نواحى اطراف غزنه گرديد .
بعد سپاه انبوهى گرد آورد و به هرات رفت و آن جا را محاصره كرد . لشكريان او در ناب و او به و مارباد از هرات و رود در خراسان دست به غارت و چپاول گذاردند .
علاء الدين حسين از آن جا رهسپار بلخ گرديد و بلخ را در حلقه محاصره گرفت .
امير قماج با گروهى از تركان غز به پيكار با او شتافت ولى غزها به وى خيانت كردند و از او روى گرداندند و طرفدار