تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
علاء الدين حسين غورى شدند . بدين جهة نيروى علاء الدين فزونى يافت و بلخ را به تصرف خويش در آورد . وقتى سلطان سنجر از اين واقعه آگاه شد به سر وقت او رفت تا او را از بلخ دور سازد . ولى علاء الدين در برابر او ايستادگى كرد . در نتيجه ، جنگى ميان آنان در گرفت كه به شكست غوريان منحر گرديد . علاء الدين اسير شد و از غوريان گروهى بسيار مخصوصا سربازان پياده به قتل رسيدند . سلطان سنجر علاء الدين را كه اسير شده بود پيش خود احضار كرد و از او پرسيد : - « اى حسين ، اگر تو بر من پيروز مىشدى با من چه مىكردى ؟ » علاء الدين حسين زنجير نقره‌اى در آورد و پاسخ داد : - « ترا بدين زنجير در بند مىكردم و به فيروز كوه مىبردم . » سلطان سنجر او را خلعت داد و به فيروز كوه باز گرداند . علاء الدين حسين مدتى در فيروز كوه ماند . بعد به خيال تصرف غزنه افتاد و به آن شهر هجوم برد . در اين وقت بهرامشاه بن ابراهيم بن مسعود بن محمود بن سبكتكين در غزنه فرمانروائى مىكرد . او نتوانست در برابر علاء الدين ايستادگى كند و از غزنه به شهر كرمان گريخت كه ميان غزنه و هند قرار دارد . ساكنان اين شهر قومى هستند كه افغان خوانده مىشوند . اين شهر هم آن ولايت معروف نيست كه كرمان نام دارد . وقتى بهرامشاه از غزنه رفت علاء الدين غورى آن جا را گرفت و با مردم نيكرفتارى كرد .