تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
وضع علاء الدين بدين ترتيب بود تا وقتى كه از دار دنيا رخت بر بست . پس از درگذشت او غياث الدين جانشين او شد و در غور و غزنه خطبه فرمانروائى به نام خود خواند . چنين بود تا وقتى كه غزان بر غزنه دست يافتند چون بعد از فوت علاء الدين بر آن شهر چشم طمع دوخته بودند . غزنه مدت پانزده سال در دست تركان غز باقى ماند و در اين مدت بر اهالى غزنه عذاب بسيار روا داشتند . غزان عادتا هر جا را كه مىگرفتند با مردمش به ظلم و جور رفتار مىكردند در صورتى كه اگر با رعايا به عدل و احسان مىپرداختند ، فرمانروائى آنان ادامه مىيافت . در اين مدت ، يعنى مدت پانزده سال ، غزان به همين منوال در غزنه تسلط داشتند و غياث الدين نيز مشغول تقويت كار خود بود و با مردم نيكرفتارى مىكرد . مردم نيز به او مىگرائيدند و دورش جمع مىشدند .

تسلط غياث الدين بر غزنه و شهرهاى مجاور آن

غياث الدين وقتى كارش قوت يافت سپاه انبوهى را آماده ساخت و به سردارى برادرش شهاب الدين به غزنه فرستاد . در اين قشون دسته‌هاى مختلف غورى و خلج و خراسانى وجود داشتند . شهاب الدين با سربازان خود به غزنه رفت . غزان با او روبرو شدند و به پيكار پرداختند . غوريان شكست خوردند و گريختند ولى شهاب الدين ايستادگى