جسد امير خاص بك ، كه كشته شده بود ، همچنان بر روى خاك باقى ماند تا سگها آن را خوردند .
او يك نوجوان تركمانى بود كه به خدمت سلطان مسعود رسيد و نزد او تقرب يافت و رفته رفته بر ساير اميران او پيشى گرفت .
به هر صورت ، عاقبت كار او چنين بود .
جنگ ميان نور الدين محمود و فرنگيان
در اين سال فرنگيان گرد هم آمدند و از سربازان پياده و سوار سپاهى آماده ساختند و به سر وقت نور الدين محمود فرستادند .
امير نور الدين در آن هنگام در شهرهاى جوسلين بود و فرنگيان با اعزام آن سپاه مىخواستند از تسلط او بر آن شهرها جلوگيرى كنند .
سپاهيان فرنگى موقعى به او رسيدند كه او در دلوك بود .
وقتى بدانجا نزديك شدند نور الدين برگشت و با ايشان روبرو شد .
نزديك دلوك جنگى ميان آنان در گرفت . اين سختترين نبردى بود كه مردم تا آن زمان ديده بودند .
هر دو دسته پايدارى بسيار نشان دادند .
بعد ، فرنگيان شكست خوردند و از ايشان گروهى كشته و گروه بسيارى نيز اسير شدند .
نور الدين محمود به دلوك بازگشت و آن جا را گرفت و بر امور