اختلاف يافتن گروهى از اميران با سلطان مسعود رفتن آنان به بغداد و اعمال آنان در عراق
در اين سال گروهى از بزرگان امراء سلطان مسعود با او اختلاف پيدا كردند و از اطراف او پراكنده شدند .
اين اميران بدين قرار بودند :
از آذربايجان : ايلدگز مسعودى صاحب گنجه و ارانيه ، و قيصر ، از جبل : امير بقش كون خر و امير تتر حاجب ، كه او نيز از مماليك سلطان مسعود بود ، و طرنطاى محمودى شحنه واسط ، و الدكز و قرقوب و ابن طغايرك .
علت اين تفرقه آن بود كه سلطان مسعود به امير خاص بك تمايل داشت و ساير امرا را از چشم انداخته بود .
اين اميران ترسيدند كه سلطان مسعود با ايشان همان معامله را بكند كه با عبد الرحمن و عباس و بوزابه كرد .
بدين جهة از طرف وى پراكنده شدند و با سپاهيانى كه در اختيار داشتند رهسپار عراق گرديدند .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل :دهقان مگرش ز گوشهاى ديد * بر جست و از او دو گوش ببريد
مسكين خرك آرزوى دم كرد * نايافته دم ، دو گوش گم كرد
هر كس كه ز حد برون نهد گام * اين است سزاى او ، سرانجام