خاص بك را بر ساير امرا مقدم داشته و باعث رنجش آنان شده ، ملامتش كرده و به دو فرمان داده بود كه امير خاص بك را از پيش خود براند .
همچنين ، تهديدش كرده بود كه اگر اين كار را نكند ، قشونى به سر وقت او خواهد فرستاد و سلطنت را از او باز خواهد گرفت .
اما سلطان مسعود مغالطه مىكرد و از انجام اوامر سلطان سنجر طفره مىرفت تا وقتى كه سلطان سنجر رهسپار رى شد .
سلطان مسعود همين كه از حركت سلطان سنجر اطلاع يافت به خدمت وى فرستاد و رضايت خاطرش را فراهم كرد و خشم و كينهاى را كه نسبت به وى در دل داشت از دلش بيرون برد و او را آرام كرد .
ديدار سلطان سنجر و سلطان مسعود در سال 544 اتفاق افتاد به نحوى كه ما انشاء الله در جاى خود ذكر خواهيم كرد .
شكست خوردن فرنگيان در يغرى
در اين سال نور الدين محمود بن زنگى فرنگيان را در محلى از سرزمين شام كه « يغرى » ناميده مىشد ، شكست داد .
فرنگيان اجتماع كرده بودند كه به توابع حلب حملهور شوند و دست به غارت و چپاول بگذارند .
نور الدين محمود بن زنگى از اين موضوع اطلاع يافت و با قشون خود به مقابله با آنان شتافت .
دو لشكر در يغرى با هم روبرو شدند و جنگ سختى كردند كه به شكست فرنگيان منجر گرديد .
جمع انبوهى از فرنگيان كشته شدند ، عدهاى از سركردگان