همچنين بر قلعه عقر حميديه ، كه بر كوه بلندى قرار داشت ، حمله برد و نيزهاى كه پرتاب كرد ، ديوار شهر و چيزهاى ديگر را را زخمى ساخت .
اما پس از اين كه به فرمانروائى رسيد ، هميشه دشمنانش او و شهرهاى او را احاطه كرده بودند . همه چشم طمع بدان شهرها دوخته بودند و مىخواستند آنها را به تصرف خود در آورند .
ولى او به حفظ آن شهرها قانع نبود چنان كه هنوز يك سال نگذشته ، برخى از شهرهاى دشمنان خود را نيز تسخير كرد .
خليفه المسترشد بالله ، نزديك به او در ناحيه تكريت بود و آهنگ موصل كرد و به محاصره آن پرداخت .
بعد ، به سوى او ، از جانب شهر زور و ساير نقاط آن ناحيه ، سلطان مسعود فشار مىآورد . سپس ابن سقمان حاكم خلاط ، آنگاه داود بن سقمان صاحب قلعه كيفا ، بعد فرمانرواى شهر « آمد » و ماردين ، بعد فرنگيان از نزديك ماردين تا دمشق ، بعد صاحبان دمشق ، خلاصه ، تمام آن افراد و آن نواحى از هر جهة او و مقر فرمانروائى او را احاطه كرده بودند . و او يك بار به اين شهر و يك بار به آن شهر هجوم مىبرد و يكى را به زور و يكى را به زر تصرف مىكرد تا رفته رفته بر تمام نقاطى كه از جهتى به شهرهايش نزديك بودند ، دست يافت .
ما در كتاب « الباهر » ، ضمن تاريخ دولت او و دولت فرزندان او ، سرگذشت او را ذكر كردهايم . از آن كتاب مىتوان شرح كارهايش - را بدست آورد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 105
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٥