محل مطلوبى شمرده مىشود و در حفظ آن وفادارى و تعصب نشان مىدهند . هر كس كه به آنجا برود و به آنان پناهنده شود ، ازو دستگيرى خواهند نمود و او را به هيچكس تسليم نخواهند كرد .
كشته شدن اتابك عماد الدين زنگى و شرحى دربارهء اخلاق و رفتار او
در اين سال ، پنج روز از ماه ربيع الآخر گذشته بود كه اتابك عماد الدين زنگى بن آقسنقر ، فرمانرواى موصل و شام كشته شد و شربت شهادت چشيد .
( به همين جهة به اتابك شهيد معروف شد . )
او همچنان كه گفتيم در آن اوقات به محاصرهء قلعه جعبر پرداخته بود .
شب هنگام ، گروهى از غلامانش او را ناجوانمردانه و خائنانه در خواب به قتل رساندند و به قلعه جعبر گريختند .
اهالى قلعه جعبر وقتى از كشته شدن اتابك آگاهى يافتند ، فرياد زدند و قشون را خبردار كردند و شادمانى خود را آشكار ساختند .
ياران اتابك شهيد به شنيدن آن خبر داخل خوابگاه او شدند و او را در حالى يافتند كه رمقى بيش نداشت .
پدر من ( يعنى ابن اثير ) حكايت كرد كه يكى از خواص اتابك شهيد مىگفت : « من در حالى وارد خوابگاه او شدم كه هنوز زنده بود و وقتى مرا ديد گمان كرد كه مىخواهم او را بكشم . اين بود كه با انگشت سبابه خود به من اشاره كرد كه به حالش رحمت