قرار گرفتند .
ششمين نفر المقتدر بالله بود كه از خلافت افتاد و دوباره به - خلافت برگشت و بعد كشته شد .
سپس به ترتيب ، قاهر ، و راضى ، و متقى ، و مستكفى و مطيع روى كار آمدند .
ششمين نفر طائع بود كه از خلافت افتاد .
آنگاه قادر ، و قائم ، و مقتدى ، و مستظهر و مسترشد به خلافت برگزيده شدند .
ششمين نفر الراشد بالله بود كه از خلافت بر كنار گرديد و سرانجام به قتل رسيد .
من گفتم : در اين حرف ايرادى هست و آن اين است كه بيعت براى خلافت ابن زبير پيش از بيعت براى عبد الملك بن مروان بود و قرار دادن او بعد از عبد الملك معقول نيست .
ابو بكر صولى نيز خلفاى مذكور را فقط تا زمان المقتدر بالله بيان نموده و خلفاى بعد از او را ديگران ذكر كردهاند .
شرح حال ابن بكران عيار
درين سال ، در ماه ذى الحجه ، كار ابن بكران در بغداد بالا گرفت و تعداد پيروان او رو به فزونى گذارد .
او با عدهاى از ولگردان و تبهكاران سوار مىشد و علنا دست به - تباهكارى و فساد مىگذاشت .
شريف ابو الكرم كه والى بغداد بود ، از او مىترسيد و به ابو القاسم برادرزاده خود ، كه حامى باب الازج بود دستور داد كار او را بسازد تا از شر وى آسوده گردد .