گروهى از روميان را نيز مامور ساختند كه در قلعه بمانند و مواظب اسيران باشند و قلعه را نگهبانى كنند .
بعد ، از آن جا رفتند .
امير اسوار كه در حلب اقامت داشت ، وقتى كه از حمله و هجوم روميان آگاه شد با سپاهيانى كه در اختيارش بودند به قلعه اثارب رفت و به روميانى كه در قلعه اقامت داشتند حمله برد و آنان را كشت و اسيران و زندانيان را آزاد ساخت و به حلب بازگشت .
اما اتابك عماد الدين زنگى از شهر حمص رخت بر بست و رهسپار شهر سلميه گرديد و بدان شهر حمله برد . بار و بنه خود را هم از فرات گذراند و به سوى رقه فرستاد .
عدهاى از زبده سواران خود را نيز مامور كرد كه بدنبال روميان بروند و خواربار و آذوقه را از آنان قطع كنند .
اما روميان آهنگ قلعه شيزر كردند .
اين قلعه از بلندترين دژها شمرده مىشد و روميان نيز از آن جهة به فكر تسخير آن افتادند كه به اتابك عماد الدين زنگى تعلق نداشت و در نگهدارى آن اهتمام زياد به كار نميرفت .
اين قلعه در اختيار امير ابو العساكر سلطان بن على بن مقلد بن نصر بن منقذ كنانى بود .
روميان بر اين قلعه هجوم بردند و آن را محاصره كرده و هيجده منجنيق در برابر آن بر پاى داشتند .
صاحب قلعه ، امير ابو العساكر ، رسولى را به خدمت اتابك عماد الدين زنگى فرستاد و از او كمك خواست .
اتابك نيز به سوى او رهسپار گرديد و در ساحل نهر العاصى كه نزديك شيزر - بين شيزر و حماة - قرار داشت ، فرود آمد .
او هر روز با قسمتى از سپاهيان خود سوار مىشد و به شيزر مىرفت و در جائى مىايستاد كه روميان آنها را ببينند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 300
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٠٠