تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
به سوى سلميه روى آورد . وقتى كه حادثه روميان ، چنان كه ذكر كرديم ، اتفاق افتاد اتابك دوباره به حمص بازگشت و جنگ را از سر گرفت . ضمنا به نزد شهاب الدين محمود ، فرمانرواى دمشق رسولى را فرستاد و مادر او را خواستگارى كرد . مادر شهاب الدين محمود ، دختر جاولى بود و زمرد خاتون نام داشت . اين خانم همان كسى بود كه پسر خود ، شمس الملوك ، را به قتل رسانيد ، همچنين مدرسه‌اى در حول و حوش دمشق ساخت كه مسلط بر وادى شقرا و نهر بردى بود . اتابك عماد الدين زنگى ، پس از آن خواستگارى ، با مادر شهاب الدين زناشوئى كرد و شهر حمص را با قلعه آن تحويل گرفت و به تصرف در آورد . زمرد خاتون در ماه رمضان ، به خانه شوهر تازه خود ، اتابك عماد الدين ، رفت . آنچه اتابك را به اين زناشوئى كشاند آن بود كه ديد زمرد خاتون در دمشق نفوذ و قدرت بسيار دارد و مردم از او فرمان مىبرند . بدين جهة گمان كرد كه به وسيله ازدواج با او مىتواند بر دمشق دست يابد . ولى پس از زناشوئى با او نقشه‌اى كه كشيده بود نقش بر آب شد چون نتوانست به آرزوى خود برسد . لذا از او روى گردان شد .