اما سه برادر كه هر سه به خلافت رسيدند عبارت بودند از امين و مامون و معتصم فرزندان هرون الرشيد .
همچنين المكتفى و المقتدر و القاهر پسران المعتضد ، و الراضى و المتقى و المطيع پسران المقتدر .
اما چهار برادر كه هر چهار تن به خلافت رسيدند عبارت بودند از : وليد ، سليمان ، يزيد ، و هشام پسران عبد الملك بن مروان ، و جز اينها چهار برادرى كه هر چهار خلافت كرده باشند شناخته نشدهاند .
وقتى خلافت بر المقتفى بالله مسلم گرديد ، الراشد بالله رسولى را همراه اتابك زنگى به نزد وى فرستاد .
به فرستاده الراشد بالله توجهى نشد و پيامى كه با خود آورده بود مسموع نيفتاد .
اما فرستادهء اتابك عماد الدين زنگى ، كمال الدين محمد بن عبد الله شهرزورى بود كه به ديوان خلافت پذيرفته شد و به رسالت وى گوش دادند و توجه كردند .
پدر من ( يعنى ابن اثير ) از قول او براى من حكايت كرد كه گفت :
« وقتى در ديوان حاضر شدم ، به من گفتند : با امير المؤمنين بيعت ميكنى ؟ » جواب دادم : امير المؤمنين پيش ما در موصل است و مردم فرمان او را گردن نهادهاند چون پيش از اين با او بيعت كردهاند .
سخن در اين باره به درازا كشيد و سرانجام من به خانهء خود بازگشتم .
همين كه شب فرا رسيد ، پيرزالى پنهانى به خانه من آمد و پيش من نشست و پيامى از جانب خليفه المقتفى لامر الله به من رساند كه مضمونش اين بود كه من از آنچه گفتهام برگردم و سخنان خود را پس بگيرم .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٧٠