تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
گفتم : فردا در آنجا خواهم آمد و خدمتى خواهم كرد كه نتيجه‌اى نمايان داشته باشد . روز بعد در ديوان حاضر شدم . و همين كه صحبت بيعت با خليفه جديد پيش آمد ، گفتم : من مردى فقيه و قاضى هستم و براى من جايز نيست كه با خليفه‌اى بيعت كنم مگر اينكه خلع خليفه پيشين برايم ثابت شده باشد . وقتى اين حرف را از من شنيدند گواهان را حاضر كردند . آنان در ديوان پيش من راجع به آنچه خلع خليفه پيشين را واجب ساخته بود گواهى دادند . گفتم : بسيار خوب ، اين ثابت شد و در آن حرفى نيست ، ولى از اين دعوت به ما نيز بايد نصيبى برسد . چون امير المؤمنين در زمين خداوند به خلافت خداوند رسيده است . سلطان مسعود نيز از گزند كسى كه قصد جان او و تاج و تخت او را كرده بود آسوده شده است . در اين ميان ، ما با چه دلخوشى برگرديم ؟ وقتى اين خبر به گوش خليفه رسيد فرمان داد تا صريفين و درب هرون و همچنين حربى [ ( 1 ) ] را كه از املاك خاص خليفه بود به اتابك عماد الدين زنگى ببخشند . همچنين ، دستور داد كه به القاب اتابك عماد الدين زنگى بيفزايند و گفت : تا كنون بر اين قاعده با هيچيك از پيشوايان اطراف رفتار
هامش
[ ( 1 ) ] - حربى : نام محله‌اى در بيرون شهر بغداد است . آن را حرب بن عبد الله بلخى راوندى قائد و يكى از سرداران ابو جعفر منصور خليفه بنياد كرد . اين محله به قرب دروازهء معروف به باب حرب بغداد و نزديك قبر بشر حافى و احمد بن حنبل است . اين محله در فتنهء مغول ويران گرديد - از معجم البلدان و انساب سمعانى . ( لغتنامهء دهخدا )