اطراف شهر دست به غارت و چپاول زدند .
اين عده گروهى را كشتند و اموالشان را به يغما بردند و تبهكارى بسيار كردند .
شحنه بغداد به خيابان دار الرقيق هجوم برد ، و ولگردان را خواست .
ولى مردم محلههاى غربى به او حمله كردند . و او با آنان جنگيد و خيابان را آتش زد .
در اين آتشسوزى مردم بسيارى سوختند و جان خود را از دست دادند .
گروهى از مردم نيز اموال خود را به محله حريم الطاهرى منتقل ساختند .
شحنه در آن جا وارد شد و دست به غارت گذاشت و اموال كثيرى به دست آورد .
بعد در بغداد جنگ و فتنهاى ميان مردم باب الازج و اهالى مامونيه در گرفت .
درين زد و خورد جمعى كشته شدند و سرانجام دو طرف با يك ديگر صلح كردند .
در اين سال ، امير قراسنقر با لشكرى انبوه به جست و جوى ملك داود ، پسر سلطان محمود ، روانه شد .
درين وقت سلطان مسعود در بغداد اقامت داشت .
امير قراسنقر همچنان به دنبال ملك داود بود تا خود را در نزديك مراغه به او رسانيد .
دو لشكر با هم روبرو شدند و به جنگ پرداختند . جنگى سخت ميان آنان درگرفت .
در اين جنگ سرانجام ملك داود شكست خورد و گريخت و امير قراسنقر در آذربايجان ماند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 273
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٧٣