خلافت المقتفى لامر الله
پس از اينكه خطبهء خلافت بنام الراشد بالله قطع گرديد ، سلطان مسعود با جمعى از بزرگان بغداد ، كه از آن جمله وزير على بن طراد و خزانهدار بودند ، به مشورت پرداخت و از آنان نظر خواهى كرد كه چه كسى براى استقرار بر مسند خلافت شايستگى دارد .
وزير گفت : « يكى از عموهاى الراشد ، كه مرد درستكارى است . »
پرسيد : « اين كيست ؟ » جواب داد : « كسى است كه من نمىتوانم اسمش را علنا ببرم براى اينكه مىترسم او را بكشند . »
سلطان مسعود ، آنگاه به آنان گفت صورت مجلسى دربارهء خلع الراشد تهيه كنند .
آنان نيز صورت مجلسى تهيه كردند و در آن ، آنچه از گرفتن اموال مردم و كارهاى ديگرى كه در پيشوائى مذموم است مرتكب شده بود ، همه را ذكر كردند .
بعد چنين نوشتند :
« دربارهء كسى كه اين صفات را دارد علما چه مىگويند ؟ آيا او براى امامت و پيشوائى شايسته است يا نه ؟ » علما نيز فتوى دادند : « كسى كه چنين صفاتى داشته باشد ، شايستهء پيشوائى نيست . »
پس از فراغت از اين كار ، قاضى ابو طاهر بن كرخى را احضار كردند و نزد او گواهى دادند .
قاضى ابو طاهر نيز به فسق و بدكارى الراشد و وجوب خلع او از خلافت مسلمين حكم داد .
پس از او قاضيان ديگر حكم دادند .
اما قاضى القضاة در آن جا حضور نداشت كه حكم دهد زيرا