تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧

خلافت المقتفى لامر الله

پس از اينكه خطبهء خلافت بنام الراشد بالله قطع گرديد ، سلطان مسعود با جمعى از بزرگان بغداد ، كه از آن جمله وزير على بن طراد و خزانه‌دار بودند ، به مشورت پرداخت و از آنان نظر خواهى كرد كه چه كسى براى استقرار بر مسند خلافت شايستگى دارد . وزير گفت : « يكى از عموهاى الراشد ، كه مرد درستكارى است . » پرسيد : « اين كيست ؟ » جواب داد : « كسى است كه من نمىتوانم اسمش را علنا ببرم براى اينكه مىترسم او را بكشند . » سلطان مسعود ، آنگاه به آنان گفت صورت مجلسى دربارهء خلع الراشد تهيه كنند . آنان نيز صورت مجلسى تهيه كردند و در آن ، آنچه از گرفتن اموال مردم و كارهاى ديگرى كه در پيشوائى مذموم است مرتكب شده بود ، همه را ذكر كردند . بعد چنين نوشتند : « دربارهء كسى كه اين صفات را دارد علما چه مىگويند ؟ آيا او براى امامت و پيشوائى شايسته است يا نه ؟ » علما نيز فتوى دادند : « كسى كه چنين صفاتى داشته باشد ، شايستهء پيشوائى نيست . » پس از فراغت از اين كار ، قاضى ابو طاهر بن كرخى را احضار كردند و نزد او گواهى دادند . قاضى ابو طاهر نيز به فسق و بدكارى الراشد و وجوب خلع او از خلافت مسلمين حكم داد . پس از او قاضيان ديگر حكم دادند . اما قاضى القضاة در آن جا حضور نداشت كه حكم دهد زيرا