تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
خود كشتىهاى زياد داشت . بنابر اين سلطان مسعود موقع را مغتنم شمرد و با اين كشتىها به ساحل غربى دجله رفت . افراد قشون بغداد مىخواستند از عبور او جلوگيرى كنند . ولى او بر آنان پيشدستى كرد و خود را زودتر رساند . درين وقت ميان اميران و لشكريانى كه در بغداد اجتماع كرده بودند اختلاف افتاد . لذا ملك داود در ماه ذى القعده به شهرهاى خود برگشت و اميران نيز پراكنده شدند . در اين وقت اتابك عماد الدين زنگى در جانب غربى دجله اقامت كرده بود . خليفه الراشد بالله پيش او رفت و با عده‌اى اندك از ياران خود ، همراه او رهسپار موصل گرديد . سلطان مسعود وقتى شنيد كه خليفه عباسى و اتابك زنگى از بغداد دور شده‌اند ، از فرصت استفاده كرد و به سوى بغداد روانه شد و در آن جا استقرار يافت و كسان خود را از آزار رساندن به مردم و دست درازى به اموال آنان منع كرد . رسيدن او به بغداد در نيمه ماه ذى القعده بود . مردمى كه از حملهء او و لشكريانش سخت هراسان شده بودند ، پس از اينكه دانستند كسى مزاحم جان و مال آنان نخواهد گرديد ، آرام يافتند و آسوده خاطر شدند . به فرمان سلطان مسعود قاضيان و فقيهان و گواهان بغداد را در مجلسى گرد آوردند . در اين مجلس سلطان مسعود سوگند نامه‌اى را كه الراشد بالله به خط خود نوشته و براى مسعود قسم ياد كرده بود ، به آنان نشان داد . الراشد بالله در اين نامه نوشته بود : « هر گاه من بر ضد سلطان مسعود قشون‌كشى كردم ، يا بر او حمله بردم ، يا با شمشير به يكى از ياران
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 265 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت