تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣

رسيدن سلطان مسعود به عراق پراكنده شدن سرداران اطراف رفتن الراشد بالله به موصل و خلع او از خلافت

سلطان مسعود وقتى شنيد كه ملوك و امراء براى مخالفت و مبارزه با وى در بغداد اجتماع كرده و خطبهء سلطنت به نام ملك داود ، پسر برادرش سلطان محمود ، خوانده‌اند نيروهاى خود را گردآورى كرد و به سوى بغداد روان شد و در مالكيه فرود آمد . آنگاه بعضى از لشكريان او خود را به اردوى خليفه رساندند و عده‌اى از افراد او را ربودند . در ميان اين عده ، يكى هم زين الدين على بود كه اميرى از اميران اتابك زنگى به شمار ميرفت . آنگاه به خدمت سلطان مسعود بازگشتند . سلطان مسعود به بغداد رسيد و در آنجا فرود آمد و شهر و تمام لشكريانى را كه در شهر بودند محاصره كرد . ولگردان نيز به بغداد و ساير محلات حمله بردند و دست به تبهكارى و غارتگرى و آدمكشى گذاشتند تا به يكى از ياران اتابك عماد الدين زنگى برخورد كردند كه با خود نامه‌هائى داشت . به او حمله بردند و نامه‌هاى وى را گرفتند و خود او را نيز به قتل رسانيدند . اين فجايع باعث گرديد كه عده‌اى از اهالى محلات به خدمت عماد الدين زنگى حضور يافتند و به او توصيه كردند كه محلات غربى بغداد را غارت كند و اهالى آن محلات را ، كه جز ولگرد و مفسد نبودند ، سركوبى نمايد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 263 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت