رسيدن سلطان مسعود به عراق پراكنده شدن سرداران اطراف رفتن الراشد بالله به موصل و خلع او از خلافت
سلطان مسعود وقتى شنيد كه ملوك و امراء براى مخالفت و مبارزه با وى در بغداد اجتماع كرده و خطبهء سلطنت به نام ملك داود ، پسر برادرش سلطان محمود ، خواندهاند نيروهاى خود را گردآورى كرد و به سوى بغداد روان شد و در مالكيه فرود آمد .
آنگاه بعضى از لشكريان او خود را به اردوى خليفه رساندند و عدهاى از افراد او را ربودند .
در ميان اين عده ، يكى هم زين الدين على بود كه اميرى از اميران اتابك زنگى به شمار ميرفت .
آنگاه به خدمت سلطان مسعود بازگشتند .
سلطان مسعود به بغداد رسيد و در آنجا فرود آمد و شهر و تمام لشكريانى را كه در شهر بودند محاصره كرد .
ولگردان نيز به بغداد و ساير محلات حمله بردند و دست به تبهكارى و غارتگرى و آدمكشى گذاشتند تا به يكى از ياران اتابك عماد الدين زنگى برخورد كردند كه با خود نامههائى داشت .
به او حمله بردند و نامههاى وى را گرفتند و خود او را نيز به قتل رسانيدند .
اين فجايع باعث گرديد كه عدهاى از اهالى محلات به خدمت عماد الدين زنگى حضور يافتند و به او توصيه كردند كه محلات غربى بغداد را غارت كند و اهالى آن محلات را ، كه جز ولگرد و مفسد نبودند ، سركوبى نمايد .