اين اغلبك همان كسى بود كه خليفه دستور بازداشتش را داده و بعد از زندان آزادش كرده بود .
سلطان مسعود ، وقتى خبر آنان را شنيد با حرارت و جديت به جنگ آنان شتافت .
افراد جناح چپ قشون خليفه ، بر ضد خليفه توطئه كردند و از او جدا شدند و به سلطان مسعود پيوستند .
جنگ ميان قشون جناح راست خليفه و افراد جناح چپ سلطان مسعود در گرفت .
جنگى ضعيف بود زيرا لشكريان سلطان مسعود با قشون خليفه مدارا مىكردند .
خليفه نيز در جاى خود ثابت مانده بود و حركتى نمىكرد .
بالاخره قشون خليفه شكست خوردند و خود خليفه و گروه كثيرى از كسان و يارانش اسير شدند .
از جمله كسانى كه گرفتار گرديدند ، شرف الدين على طراد زينبى وزير خليفه ، و قاضى القضاة و ابن طلحه خزانهدار ، و ابن انبارى و گروهى از واعظان و فقيهان و گواهان و غيره بودند .
وزير خليفه و قاضى القضاة و ابن الانبارى و خزانهدار و ساير بزرگان را به قلعه سر جهان بردند .
باقى اسيران را به بهاى بسيار كم فروختند .
خليفه را در خيمهاى مكان دادند و تمام اموال اردوى او را كه مقدار زيادى بود به غنيمت بردند .
درين جنگ هيچ كس به قتل نرسيد و اين ، يكى از شگفتىهائى بود كه شنيده شد .
سلطان مسعود به همدان بازگشت و دستور داد در آن جا جار بزنند : « ما تمام بغداديانى را كه تا همدان به دنبال ما آمده بودند و قصد جنگ با ما را داشتند ، كشتيم و از بين برديم . »
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 235
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣٥