جدا بود .
در اين وقت بيست و چهار تن از مردان باطنى فرصت را غنيمت شمردند و قصد جان او كردند .
اين عده داخل خيمه وى گرديدند و بيش از بيست زخم بر او وارد آوردند و او را كشتند .
براى آنكه درس عبرتى به سايرين داده باشند ، دو گوش و بينى خليفه را بريدند و او را عريان رها كردند .
با خليفه چند تن از ياران وى نيز به قتل رسيدند كه ابو عبد الله بن سكينه از آن جمله بود .
قتل خليفه عباسى در روز پنجشنبه هفدهم ذى القعده ، مقابل دروازهء مراغه اتفاق افتاد .
نعش او در همان جا ماند تا اهل مراغه آن را دفن كردند .
از باطنيانى كه دست بدان جنايت زده بودند ده تن به قتل رسيدند .
همچنين ، مىگفتند كه همهء آنها كشته شدهاند . خداوند حقيقت را بهتر ميداند .
المسترشد بالله ، خليفه عباسى ، هنگامى كه به قتل رسيد چهل و سه سال و سه ماه از عمرش مىگذشت .
مدت خلافت او نيز به هفده سال و شش ماه و بيست روز بالغ مىگرديد .
مادر او ام ولد [ ( 1 ) ] بود .
المسترشد بالله مردى دلير و با شهامت به شمار مىرفت .
هامش
[ ( 1 ) ] - ام ولد : يعنى مادر فرزند . و آن كنيزى است كه از مولاى خود آبستن شود .
در اصطلاح فقه به كنيزى مىگويند كه به نطفه مالك خود پسر يا دختر زائيده باشد . و روا نيست مالك در حيات خود آن كنيز را بفروشد . و بعد از مرگ مالك نيز آزاد مىشود و به كسى به ارث نمىرسد .
( لغتنامهء دهخدا )