تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
شدند . از جمله اين امراء يرنقش بازدار ، و قزل آخر ، و سنقر خمار تكين والى همدان ، و عبد الرحمن بن طغايرك و چند تن ديگر بودند . آنها چون از سلطان مسعود مىترسيدند و ازو بيزار بودند با گروه كثيرى از لشكريان خود ازو كناره گرفتند . دبيس بن صدقه نيز به آنان پيوست . اين عده رسولانى را به نزد خليفه فرستاد و ازو امان خواستند تا در خدمت وى حاضر شوند . به خليفه گفته شد كه در زير كاسه نيمكاسه‌اى است و مكر و حيله‌اى در كار است زيرا دبيس بن صدقه با آنان همراهى و همكارى مىكند . آنان به سوى خوزستان روانه شدند و با برسق بن برسق نيز اتحاد و اتفاق كردند . خليفه عباسى ، سديد الدولة ابن انبارى را به نزد اميران مذكور فرستاد و فرمان‌هائى نيز براى آنان صادر كرد تا دل آنان را به دست آورد و خاطرشان را شاد سازد . ضمنا دستور داد كه به خدمت وى حاضر شوند . اميران مذكور تصميم داشتند دبيس بن صدقه را ، كه خليفه دشمنش بود ، دستگير كنند ، و با بردن او به حضور خليفه ، در نزد خليفه تقرب يابند . اما دبيس بن صدقه ازين توطئه آگاهى يافت و گريخت و خود را به سلطان مسعود رساند . آن اميران در ماه رجب به بغداد رسيدند . خليفه عباسى مقدم آنان را گرامى داشت و خلعت‌ها و اموال و وسائل مورد نياز را براى ايشان فرستاد . خطبه سلطنت نيز كه در بغداد به نام سلطان مسعود خوانده مىشد ، قطع گرديد .