آزاد خواهند شد كه قلعه كواشى نيز تسليم گردد .
بالاخره خديجه ، مادر على ، به نزد صاحب قلعه كواشى رفت كه خول و هرون نام داشت و از مهرانيه بود .
خديجه ازو درخواست كرد كه از قلعه كواشى فرود آيد و آن را تسليم كند .
او اين درخواست را پذيرفت و بدان عمل كرد .
بدين ترتيب اتابك عماد الدين زنگى آن قلعهها را به تصرف در آورد و اسيران را نيز آزاد كرد .
تاكنون چنين چيزى شنيده نشده بود كه قلعهاى به حرف رنى تسخير شود .
اتابك عماد الدين گفت : اينكه كسى از قلعهاى مثل كواشى به حرف زنى فرود آيد يا از لحاظ جوانمردى بزرگترين فرد است كه به خواهش كسى كه به خانهاش روى مىآورد جواب رد نمىدهد ، يا از جهة عقل از همه مردم كمتر است .
با تسخير قلعههاى فوق امور نواحى جبال استقرار يافت و سر و سامان پذيرفت .
پارهاى ديگر از رويدادهها
درين سال ، « دانشمند » فرمانرواى ملطيه به فرنگيانى كه در شام به سر مىبردند حمله كرد .
بسيارى از آنان را كشت و بسيارى را نيز اسير كرد .
در اين سال ، خليفه عباسى المسترشد بالله و اتابك عماد الدين زنگى صلح كردند .