لشكريان اتابك به روى آنان شمشير كشيدند و عده زيادى را از دم تيغ گذراندند .
تعداد كشتهشدگان و اسيران بسيار بود .
اتابك زنگى آن قلعه را فورا به تصرف در آورد . و گروهى از سركردگان اكراد منجمله « به او » را احضار كرد و به قتل رساند .
پس از اين پيروزى به موصل بازگشت .
بعد ، از موصل مجددا خارج شد .
در غياب خود ، نصير الدين جقر را كه نايب وى بود ، مامور قلع و قمع بعضى از دژها ساخت .
او نيز قلعهء اشب را ويران كرد و قلعههاى كهيجه و نوشى و جلاب را تخليه نمود .
قلعهء جلاب همان قلعه عماديه بود .
اتابك عماد الدين سردار ديگرى را نيز فرستاد كه قلعههاى شعبانى ، فرح ، كوشر ، زعفران ، القى و نيروة را كه از قلاع مهرانيه محسوب مىشدند بگيرد .
او هم تمام قلاع مذكور را محاصره كرد و به تصرف در آورد .
بدين ترتيب امور نواحى جبل و زوزان آرامش يافت و رعايا از دست اكراد آسوده شدند .
اما باقى قلاع هكاريه مانند جل صورا ، هرور ، ملاسى ، مابرما ، بابوخا ، باكزا و نسباس را ، قراجه ، صاحب قلعهء عماديه ، سالها پس از كشته شدن عماد الدين زنگى فتح كرد .
اين قراجه اميرى بود كه زين الدين على ، شهر هكاريه را بعد از كشتن عماد الدين زنگى ، به او واگذار كرد .
من ( يعنى خود مؤلف : ابن اثير ) چون تاريخ فتح اين قلعهها را نمىدانستم ، لذا آنها را درين جا ذكر كردم .
عدهاى ديگر از فضلاء اكراد در اين قضيه اختلاف دارند و آن را طور ديگرى روايت مىكنند :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 212
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١٢