اين احمد پدر على بن احمد معروف به مشطوب مىباشد كه از بزرگان امراء صلاح الدين ايوبى در شام بود .
پدرش وقتى او را از قلعه اشب اخراج كرد ، به نيابت از طرف خود در آن جا كردى را گماشت كه « به او ارجى » خوانده مىشد .
پس از درگذشت ابو الهيجاء ، پسرش احمد ، از قلعهء نوشى به - قلعه اشب رفت تا آنجا را تسخير كند .
اما به او در برابر او پايدارى كرد و جلوى او را گرفت چون مىخواست قلعه را براى فرزند خردسال ابو الهيجاء كه به على موسوم بود نگهدارى كند .
در اين گير و دار اتابك عماد الدين زنگى قشون خود را بدان جا فرستاد و قلعه را گرفت .
او قلعه را بدين ترتيب تصرف كرد :
وقتى تمامى اهالى براى جنگ و دفاع از قلعه فرود آمدند و به زد و خورد پرداختند ، عماد الدين ناگهان با قشون خود عقب نشست و آنان را رها ساخت .
اهالى كه چنين ديدند ، جرئت يافتند و پيشتر آمدند تا جائى كه از قلعه خود به كلى دور شدند .
در اين وقت دفعتا سپاه اتابك به سوى آنان برگشت و با يك حمله آنان را فرارى ساخت .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل گويند آن را تل توبه خوانند از آن رو كه چون بر قوم يونس عذاب رسيد ، در اين تل فراهم آمدند و توبه آشكار كردند . و خدا عذاب را از آنان برداشت .
بر آن هيكلى بود بتان را ، پس آن را ويران كردند و بتان بشكستند .
اكنون در آن جا زيارتگاهى استوار بناست كه يكى از مماليك آل سلجوق ، كه از امراى موصل و قبل از برسق بوده ، آن را بنا كرد و براى آن نذرهاى فراوان آورند - از معجم البلدان .
( لغتنامهء دهخدا )