در اين مدت جنگها و زد و خوردهاى سختى در گرفت تا اين سال كه سرانجام آن قلعهها گشوده شد .
از آن پس مردم حومهء موصل و قريهها و دهات مجاور از دست اين طائفه آسوده خاطر شدند چون در مضيقه شديد قرار داشتند زيرا آنها اموالشان را غارت و شهرهاى ايشان را ويران مىكردند .
تصرف قلعههاى هكاريه و كواشى
از بعض علماء اكراد كه به احوال آنان آشنائى دارند ، حكايت شده است كه وقتى اتابك زنگى قلعههاى حميديه را گرفت و كردان را از اين دژها راند ، ابو الهيجاء بن عبد الله صاحب قلعهء اشب و جزيره و نوشى ، بيمناك شد و كسى را نزد اتابك زنگى فرستاد و پيام داد كه مىخواهد فرمانبردارى خود را اعلام دارد .
بدين منظور از اتابك درخواست كرد كه يك نفر را پيش وى بفرستد تا از او نسبت به اتابك سوگند وفادارى بگيرد و همچنين مبالغى را كه براى پيشكش حاضر كرده به خدمت اتابك ببرد .
پس از آن ، خود نيز به خدمت عماد الدين زنگى در موصل حضور يافت و مدتى نزد وى ماند تا پيمانهء عمرش لبريز شد و از دنيا رفت و در تل توبه [ ( 1 ) ] به خاك سپرده شد .
او هنگامى كه از قلعه اشب به موصل مىرفت ، پسر خود ، احمد بن ابو الهيجاء را از آن قلعه بيرون كرد چون مىترسيد كه او ، پس از رفتن وى ، آن را به تصرف خويش در آورد .
ولى در عوض قلعه نوشى را در اختيارش گذاشت .
هامش
[ ( 1 ) ] - تل توبه : موضعى است مقابل موصل ، در شرقى دجله ، متصل به نينوى .
بقيهء ذيل در صفحهء بعد