گرديد . همهء قبائلى را كه در آن ناحيه بودند به اطاعت خود درآورد و مدتى نيز در آن جا اقامت نمود .
پيشروى عبد المؤمن در كوهستانها ادامه داشت . عبد المؤمن در كوهها و تاشفين نيز مقابل او در صحراها راه مىپيمود تا سال 535 هجرى قمرى كه أمير المسلمين على بن يوسف در مراكش درگذشت و پس از وى پسرش تاشفين بر مسند سلطنت نشست .
درين وقت عبد المؤمن به طمع تصرف شهرها افتاد . چيزى كه هست در صحرا فرود نيامد .
در سال 538 هجرى قمرى ، عبد المؤمن متوجه تلمسان شد و در آنجا فرود آمد و بر بلندترين نقطهء كوه خيمه زد .
تاشفين هم در طرف ديگر ، در شهر فرود آمد .
ميان آنان زد و خورد درگرفت و اين وضع همچنان تا سال 539 ادامه داشت .
بعد ، عبد المؤمن از آنجا به كوه تاجره رفت . قشونى را نيز به فرماندهى عمر هنتاتى به شهر وهران [ ( 1 ) ] فرستاد .
عمر ناگهانى بدان شهر حمله برد . و خود و سپاهيانش در حلقهء محاصره گرفتار شدند .
عبد المؤمن ، وقتى اين خبر را شنيد به كمك آنان شتافت و عمر را از گرفتارى نجات داد .
در ماه رمضان سال 539 هجرى قمرى تاشفين با قشون خود در حول و حوش وهران ، در نقطهاى مقابل دريا ، فرود آمد .
هامش
[ ( 1 ) ] - وهران ( به فتح واو ) شهرى است به مغرب و از آن تا تلمسان يك شب راه است .
شهر كوچكى است و در كنار دريا قرار گرفته و مردم آن بيشتر به تجارت مشغولند .
( لغتنامهء دهخدا )