ربيع الاول [ ( 1 ) ] وارد شهر شد ، و امر كرد آنچه از حصار شهر از هم پاشيده تجديد بنا شود . اين همان باروئى بود كه علاء الدوله بن كاكويه در سال چهار صد و بيست و نه و از بيم طغرلبيك بنا كرده بود ، محمد امر به عميق كردن خندق نمود تا جائى كه آب در آن بالا آمد . و هر دروازهاى را به اميرى سپرد ، در شهر هزار و پانصد پياده داشت و منجنيقها نصب كرد .
چون سلطان بركيارق بدانست برادرش محمد به اصفهان رفته بدنبال او رفت ، و در جمادى الاولى باصفهان رسيد ، سپاه او بسيار بود و افزون از پانزده هزار سوار و يكصد هزار نفر هم حواشى او بودند و شهر را محاصره كرد و در تنگنا گذاشت سلطان محمد هر شب سه نوبت گرداگرد باروى شهر ميگرديد و همين كه كار محاصره زيادتى يافت ، ضعفا و فقراء را از شهر بيرون راند تا اينكه محلات خالى شدند و ارزاق معدوم بود و مردم ( گوشت ) اسب و شتر و غير ذلك ميخوردند و اموال كاهش يافت ، بطوريكه سلطان محمد ناگزير شد از اعيان شهر وام بستاند و از اين رهگذر مالى عظيم گرد آورد پس از آن لشكريان برگشته طلب مال كردند ، او بر مردم شهر چيزى ديگر ( از عوارض ) قسطبندى كرد و آن را به زور و جبر از آنها دريافت كرد ، نرخها همچنان بگرانى بالا ميرفت تا جائى كه ده من گندم بيك دينار و چهار رطل گوشت بيك دينار و هر صد رطل كاه به چهار دينار بالا رفته و كالاها بسبب نبودن خواهان ( خريدار ) ارزان شد .
نرخها در اردوگاه بركيارق ارزان بود ، و مدت محاصره تا دهم ذى حجه بدرازا كشيد . همين كه سلطان محمد بديد كه در توانائى او نيست از شهر دفاع كند ، و هر چه ميگذرد كارش به ضعف ميكشد ، پس عزم جزم كرد شهر را ترك كند و بسمتى ديگر روى آورد ، كه در آنجا سپاهى گرد آورده و برگشته دشمن را از حصار براند ، با
هامش
[ ( 1 ) ] در ذكر اين تاريخ اشتباهى به نظر ميرسد زيرا كه واقعه رى در جمادى الاولى و هزيمت محمد هم در همان ماه رويداد و نميشود يعنى معقول نيست كه در ربيع اول وارد اصفهان شده باشد و ظن غالب اين است كه همان ماه جمادى الاولى باشد . م