اين دستور از آنان نزد سلطان شفاعت كرد ، و دعوتش را پذيرفتند ، البته بعد از امتناع ( چون آنها را متهم كرده بود ) محمد به خواص خود سفارش كرد كه زير پوشاك خود سلاح حمل كنند ، و بدان دعوت شد و امير ايتكين و امير بسمل با او بودند .
امير بسمل را كشت و او از بزرگان امراء بود و ( چشمهاى ) امير ايتكين را هم ميل كشيد .
امير ينال پسر انوشتيكين حسامى از بركيارق جدا شده و به جهاد با باطنيه كه در قلاع و جبال بودند قيام كرده بود ، و اكنون قصد سلطان محمد كرد و با وى همراه شد و با او به رى رفت و پنج نوبت بنام او كوس ميزدند ، و سپاهيان گرد او جمع آمدند و هشت روز در آنجا اقامت داشت ، روز نهم برادرش سلطان بركيارق خويشتن به او رساند ، و مصاف بين آنها نزديك رى رويداد داد . عده هر دو سپاه برابر بود و هر يك ده هزار سوار داشتند ، همين كه برابر هم صف آرائى كردند امير سرخاب پسر كيخسرو ديلمى حكمران آبه بر امير ينال حملهور گرديد او را هزيمت داد ، با انهزام او تمام سپاه محمد رو بهزيمت نهاده پراكنده شدند ، و عمدهء آنها رو به طبرستان رفتند و در آن گير و دار فقط يك نفر و آن هم با بردبارى كشته شد . گروهى ديگر از فراريان رو به قزوين رفتند ، خزائن محمد غارت شد و خود او با عدهء كمى رو باصفهان رفت و پرچم را با دست خود افراشته نگهداشت كه يارانش دنبالش بروند . امير بكى پسر برسق در طلب او شد و امير اياز به قم رفت و سلطان بركيارق هواخواهان برادرش محمد را دنبال كرد و اموال آنها را بگرفت .
بيان محاصره سلطان محمد در اصفهان
چون سلطان محمد از واقعهاى كه بيان كرديم در رى رخ داد ، منهزم شد ، با هفتاد سوار رو باصفهان رفت . اصفهان زير حكم او بود و نمايندهاى از جانب خود در آنجا برقرار داشته بود ، از اميران ، امير ينال و غيره از اميران با وى بودند . در