تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
سبب ساختمان دژ اين بود كه مردى از سركردگان رومى بحضور سلطان ملكشاه رسيد و مسلمان شد و همراه سلطان شد . اتفاق چنين رويداد كه روزى سلطان با آن مرد رومى به شكار بيرون شدند ، تازى خوش شكارى از پيش روى آنان گريخت و بر كوهى بالا رفت ، سلطان و آن رومى دنبالش رفتند او را در موضع دژ يافتند . آن رومى گفت : چنانچه همچو كوهى در مرز و بوم ما بود بر آن دژى بنا ميكرديم كه از آن سود بريم . سلطان امر به ساختمان آن قلعه كرد . نظام الملك او را منع كرد . گفتهء او را نپذيرفت . همين كه ساختمان قلعه پايان يافت دژبانى بر آن بگمارد ( در متن دزدار آمده كه همين دژبان است . م . ) چون روزگار سلطان ملكشاه بسر آمد و اصفهان بدست خاتون افتاد . آن دژبان را از آنجا برداشت و ديگرى را بجايش گماشت . دژبان جديد مردى ديلمى و نامش زيار بود و درگذشت و قلعه به شخص خوزى ( مقصود خوزستانى است م . ) سپرده شد . احمد بن عطاش با او رابطه پيدا كرد . باطنيه بر تارك او تاج پوشانده و برايش اموال گرد آوردند و با جهلى كه داشت ، او را بر خود سركرده نمودند ، پدرش در باطنيه سمت پيشوائى داشت . همين كه ابن عطاش با دژبان رابطه پيدا كرد و به دو پيوست ، با وى بود و اطمينان به او پيدا كرد و متصدى امورش نمود . چون دژبان درگذشت احمد بن عطاش بر آنجا چيره گرديد و به مسلمانان زيانى بزرگ از جهت گرفتن اموال و قتل و نفوس و راهزنى و ترس دائم وارد شد و ميگفتند : دژى كه سگى رهنمون جاى آن باشد و كافرى اشارت به ساختمان آن كند ناگزير پايان كار آن شر خواهد بود ! از جمله قلاع ديگر الموت بود و آن از نواحى قزوين است . آورده‌اند كه پادشاهى از پادشاهان ديلم بسيار به نخجيرگاه ميرفت و بسيار شكارچى بود . روزى عقابى را پر داد و دنبالش برفت و ديد عقاب بر اين موضع قلعه در افتاد . او اين موضع را بسى محكم و حصين يافت و امر به ساختمان قلعه بر آن بلندى كرد و نامش را « إله موت » نهاد كه معنايش به زبان ديلمى : آموزش عقاب است . بدان موضع و نواحى مجاور آن
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 290 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت