پس از آن مطهر روى به حسين بن الياس نهاد . گروهى انبوه با او ديد . و از وى بيمناك شد . ولى چارهاى جز روبرو شدن با او نديد ، و دست به پيكارى سخت زدند . در آن نبرد ، حسين پشت دروازهء « جيرفت » منهزم شد شكست خورد . سپاهيانش گريختند و ليكن باروى شهر مانع از فرار آنها شد . و كشته زياد دادند . و حسين اسير شد . و ديگر خبرى از او بدست نيامد و كرمان براى عضد الدوله تصفيه و اصلاح شد .
بيان فرمانروائى الفتكين بر دمشق و ماجراى او تا به زمان مرگ
ما سابقا ، از هزيمت « الفتكين » مولى ( بندهء ) معز الدوله بن بويه . از سرور ( مولا ) خود بختيار بن معز الدوله و از عضد الدوله ، در فتنهء تركان در عراق ، ياد كرده بوديم ، اينك گوئيم همين كه « الفتكين » رو بهزيمت گذارد . با طايفهاى از سربازان صالح ترك ، راه خويش ( به سمت غرب ) در پيش گرفت و به « حمص » رسيد . و نزديك بدان ناحيت فرود آمد . ظالم بن موهوب عقيلى كه زمانى از جانب المعز لدين للّه در دمشق امارت داشت ، قصد او نمود كه « الفتكين » را دستگير كند و لكن موفق بانجام قصد خود نشد و برگشت و « الفتكين » روى بدمشق نهاده و در بيرون شهر دمشق فرود آمد در آن هنگام « ريان » كه نوكر المعز بود . امير دمشق بود . و تازه بدوران رسيدهها بر آنجا چيره شده بودند و اعيان دمشق در حكم با آنها نبودند . و اطاعت از كسانى كه مسلط بر امور بودند . نداشتند چون « الفتكين » در بيرون شهر دمشق فرود آمد . اشراف و شيوخ شهر دمشق به قرار گاه او رفتند و از آمدن او بدان ناحيت ابراز خرسندى نمودند و از وى خواستند كه ميان آنها بماند و زمام امور كشورشان بدست بگيرد ، و داغ ننگ مصريان از زندگيشان بزدايد . زيرا كه سلطهء مصريان را خود مكروه ميدانند و مخالف با معتقدات آنها هستند و از ستمكارى عمال آنها بستوه آمدهاند . و با قبضه نمودن زمام امور ، شر اين تازه واردان از سر آنها كوتاه سازد . « الفتكين » تمناى آنان را پذيرفت و ايشان را بر طاعت و يارى خود ، سوگند داد