تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
به دو خبر رسيد كه مردم « تاهرت » عصيان نموده به مخالفت برخاسته‌اند . و عامل او را بيرون كرده‌اند . پس يوسف با سپاه خود به « تاهرت » عزيمت كرد . و با متمردين جنگيد . و بر آنان پيروز شد و « تاهرت » را خراب كرد . باز هم به او خبر رسيد كه مردم « زناته » بر « تلمسان » فرود آمده‌اند . پس رو به آنها گذاشت . پيش از رسيدن او بدانجا « زناته » « تلمسان » را ترك كرده فرار كردند . يوسف بر حومه تلمسان فرود آمد . مدت زمانى آنجا را محاصره كرد . سرانجام مردم شهر گردن بر حكم او نهاده و تسليم شدند . او آنها را بخشيد الا اينكه آنان را به شهر « اشير » كوچاند . و مهاجران در نزديكى آنجا شهرى بنا كردند و نامش را تلمسان گذاشتند . ديگر اينكه زيادة اللّه بن قديم با عامل ديگر كه با او بود . بنام عبد اللّه بن محمد كاتب ، رقابتى پيدا شد كه منتهى به جنگ بين آنها گرديد . و گرد هر كدام گروهى جمع آمدند . و جنگهائى چند بين آنها صورت گرفت . يوسف بلكين . بسبب صحبتى قديم كه با عبد اللّه داشت . متمايل به او بود . سرانجام ابا عبد اللّه ( در سطر بالا فقط عبد اللّه . ذكر شده است م . ) ابن قديم را دستگير و زندانى كرد . و بعد او روش مستبدانه در پيش گرفت . ابن قديم همچنان تا پايان درگذشت المعز در مصر . زندانى بود . و كار يوسف بلكين قوتى بسزا يافت . در سال سيصد و شصت و چهار ، خلف بن حسين ، پديد گرديد . و به « دژى » منيع نشسته و جمع زيادى از مردم بربر و غير هم در پيرامونش گرد آمدند . او از دوستان ابن - قديم و يارى كنندگان او بود يوسف از ماجرا آگاه شد و روى به دو نهاد . و در حوالى « دژ » فرود آمد و به نبرد با اهل آن قلعه پرداخت . در آن گير و دار گروهى از طرفين كشته شدند و سرانجام يوسف آن دژ را بگرفت و پيروزى يافت و خلف بن حسين بگريخت و مردم زيادى از آن دژ كشته شدند . و هفتهزار سر از آن مقتولين به قيروان فرستاده شد . پس از آن خلف دستگير شد يوسف امر كرد كه او را بر شتر سوار كرده بگردانند . بعد هم بدارش كشيد . و سرش را بريد بمصر فرستاد . مردم « باغايه » چون از اين رويدادها آگاه شدند بترسيدند و با يوسف از در مصالحه درآمدند