تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
زيرى از احوال « غماره » و فساد آنها . و حلال داشتن حرامها ، آگاهى يافت و شنيد كه بين آنها پيغمبرى پيدا شده است . پس بسوى آنها شتافت و با آنها جنگيد و پيروز گرديد و آن كس كه دعوى نبوت ميكرد به بند كشيد . و فقها را احضار نمود . و مدعى نبوت را كشت . در رويداد ابى زيد خارجى نيز ، زيرى اثرى نيك از خود بجاى گذارد . و مال دولت را به القائم كه در مهديه اقامت داشت ، فرستاد و اين كارش بر حسن موقع او افزود . كرت ديگر زناتيان شهر « اشير » را محاصره نمودند . زيرى جمع زيادى را عليه آنها گرد آورد ، و چند پيكاريين فريقين رويداد و مردمى بسيار از طرفين كشته شدند . و سرانجام زيرى پيروز گرديد ، نابودشان كرد . در آن اثناء شخصى كه او را سعيد بن يوسف ميناميدند . در كوه « اوراس » ظهور كرد و به مخالفت با منصور قيام نمود . و پيروانش فزونى پيدا كرد . زيرى پسرش بلكين را در رأس سپاهى گران بدفع او روان كرد . بلكين او را در « باغايه » دريافت و با هم جنگيدند . در آن پيكار . آن شخص خارجى و پيروانش از « هواره » و غير هم كشته شدند . و با اين كار منزلت . بلكين نزد منصور افزون گرديد . فتح شهر فاس هم چنان كه قبلا ياد كرديم . اثرى بسزا در فزونى مقام و منزلت او داشت . محمد بن حسين بن خزر زناتى ، از طاعت المعز سرپيچى كرده بود . بلكين بن زيرى قصد او كرد . گروه زيادى گرد محمد بن حسين زناتى جمع شده و كار او بالا گرفته بود . يوسف بلكين بر او ظفر ياب شده و تيغ را بيدريغ بميان همراهان زناتى او به كار انداخت . و بسيارى را كشت . المعز از اين پيروزى فراوان خشنود و خرسند گرديد زيرا كه ميخواست . يوسف بلكين را بسبب نيرومندى او ، و كثرت اتباعش ، در مغرب بجاى خود مستقر سازد . و بيمناك بود كه پس از عزيمتش از مغرب بمصر زناتى بر بلاد مغرب استيلاء يابد . و چون وحشت بين او و زناتيان قوت يافت . پس ظفريابى بلكين بر زناتى