تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
فرستاد و از او پولى طلب كرد كه هزينه مجاهدان تأمين كند . المطيع بپاسخ گفت : « مخارج مجاهدان و غزاة با خودشان است . و ديگر مصالح مسلمين با آنهاست . چنانچه دنيا در دست من بود و اموال وصولى براى من فرستاده ميشد . الزام باقدام چنين كارى داشتم و اما هر گاه حال و وضع من چنين است كه هست . الزامى به هيچ - پرداختى از اين اموال ندارم . بلكه كسى كه مملكت و بلاد در دستش است . ملزم بانجام اين امور است و براى من جز « خطبه » چيزى بجاى نمانده است . اگر خواهيد عزل شوم اين كار را ميكنم » . نامه‌ها بين آنها رد و بدل شد تا آنكه كار به تهديد كشيد . پس المطيع للّه چهارصد هزار درهم پرداخت كرد . و نيازمند به فروش جامه‌هاى خويش گرديد و خرابى خانه‌اش و كارهاى ديگر از اين گونه . بين مردم عراق و حجاج خراسان و مردم ديگر شايع شد كه خليفه مصادره شده است . همين كه بختيار آن پول را دريافت كرد آن را صرف مصالح خويش نمود . و داستان جهاد و غزاة از ميان رفت !

بيان رهسپار شدن المفر لدين للّه از غرب به مصر

در اين سال ، المفر لدين للّه علوى از آفريقا رو بدربار مصر رهسپار گرديد . آغاز حركت او اواخر شوال سال سيصد و شصت و يك . و نخستين سفر او از « منصوريه » بود . در بين راه در « سردانيه » كه قريه‌اى نزديك به « قيروان » است رحل اقامت افكند . در آنجا رجال و عمال و اهل بيتش به او پيوستند و تمام آنچه در كاخ خويش از نقدينه و كالا و ديگر چيزها داشت همه را يك جا گرد آورد . حتى اينكه دينارها را تبديل به شمش كرد . به شكل سنگ آسياب و هر دو سنگى از آن شمشها بر شترى بار كردند . از آنجا رو بمصر نهاد . بيش از عزيمت يوسف بلكين بن زيرى بن مناد صنهاجى حميرى را به فرمانروائى بلاد آفريقا منصوب كرد . الا اينكه او را بر جزيرهء صقليه