تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
در مدت اقامتش بين او و بعضى از سياها و جوانان حلب جنگى رويداد . ابن ملهم شنيد كه برخى از اهالى حلب با محمود بن شبل الدوله نصر بن صالح مكاتبه كرده او را دعوت كرده‌اند كه شهر را به او تسليم كنند ، گروهى از آنان را دستگير كرد و بين آنها مردى بود بنام « كامل بن نباته » و بترسيد و نشست و گريه كرد و هر كس از علت گريستن او ميپرسيد ميگفت : همراهان ما را كه گرفتند ، جمله را بكشتند و من بر بقيه ميترسم ، مردم بلد اجتماع كرده و شدت عمل نشان دادند و به محمود كه يك روز راه از آنها دور بود نامه نوشته او را دعوت كردند و ابن ملهم را محاصره نمودند ، محمود رسيد و باتفاق آنها ، در جمادى الاخره سال چهار صد و پنجاه و دو ابن ملهم را محاصره كرد . اخبار بمصر رسيد و بعد از سى و دو روز از دخول محمود بحلب گذشته بود . مصريان ناصر الدوله ابا على بن ناصر الدوله بن حمدان را با سپاهى به حلب گسيل داشتند . همين كه نزديك به حلب شدند ، محمود از حلب بيرون شد و به باديه رفت ، جوانان حلب نيز جملگى پنهان شدند ، در آن موقع عطية بن صالح نزديك به شهر فرود آمده بود ، و از عمل محمود برادرزاده‌اش بدش آمد ، ابن ملهم يكصد و پنجاه تن از بچه‌هاى حلب را دستگير كرد و مركز شهر را غارت كرد ، دارائى مردم را چاپيد اما ناصر الدوله ، او و همراهانش نتوانستند وارد شهر بشوند و آنجا را تاراج كنند و بدنبال محمود رفتند در رجب در « غنيدق » با يك ديگر تلاقى نمودند ، همراهان ابن حمدان منهزم شدند و ناصر الدوله خود پايمردى كرد و مجروح و اسير شد و نزد محمود بردند ، او را گرفت و با خود بحلب رفت و آنجا را متصرف شد و در شعبان سال چهار صد و پنجاه و دو قلعهء حلب را هم تصرف كرد . و ابن حمدان را كه در اسارت او بود آزاد كرد . او با ابن ملهم بمصر رفتند ، مصريان معز الدوله ثمال بن صالح را عليه برادرزاده‌اش مجهز نمودند ، وى در ذى حجه اين سال ( سال 452 ) حلب را محاصره كرد ، محمود از دائى خود منيع بن شبيب وثاب نميرى ، صاحب حران يارى طلبيد ، منيع به يارى او آمد ، همين كه ثمال از آمدن او با خبر شد ، از حلب به باديه رفت . محرم سال چهار صد و پنجاه و سه .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 340 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت