تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
منيع به حران برگشت ، ثمال دوباره به حلب مراجعت كرد ، محمود برادرزاده‌اش بمقابله با او از شهر بيرون شد و جنگ كردند ، محمود جنگ شديدى كرد ، و سرانجام منهزم گرديد و نزد دائيهاى خود بنى نمير به حران رفت . ثمال در ربيع الاول سال چهار صد و پنجاه و سه حلب را گرفت و روى به مردم نهاد و با روميان غزا ( جهاد ) كرد و در ذى قعده سال چهار صد و پنجاه و چهار در حلب درگذشت ، او مردى كريم و بردبار بود و وصيت كرد كه حلب به برادرش عطية بن صالح برسد و او آنجا را مالك شد . گروهى از تركمانها با خان‌زادهء تركمانى در حلب فرود آمدند . عطيه نيروئى از آنها يافت . همراهانش عطيه را به كشتن تركمنها مشورت دادند . باهالى شهر دستور داد ، گروهى از آنها را كشتند و بقيه نجات پيدا كرده و به حران نزد محمود رفتند و گرد او جمع شدند كه حلب را در حصار گيرند . محمود حلب را محاصره كرد آنجا را متصرف شد . واقعه در رمضان سال چهار صد و پنجاه و چهار رويداد . عطيه عموى محمود از حلب به « رقه » رفت آنجا را تصرف كرد و در آنجا بود تا اينكه سال چهار صد و شصت و سه ، شرف الدوله مسلم بن قريش آنجا را متصرف شد و عطيه به روم رفت و در سال چهار صد و شصت و پنج در قسطنطنيه درگذشت . محمود تركمانها را با خان‌زاده اميرشان به « ارتاح » گسيل داشت . و آنجا را محاصرهء نمود و مالى از اهالى آنجا گرفت و برگشت . محمود خان زاده را به رسالت نزد سلطان الب ارسلان فرستاد . محمود در ذى حجه سال چهار صد و شصت و هشت در حلب درگذشت و براى فرزندش « شبيب » وصيت كرد كه جاى او نشيند ولى يارانش بسبب صغر سن او ، وصيت او را عمل نكردند و شهر را به فرزند بزرگترش كه نام او نصر بود تسليم نمودند . نياى مادرى او ، ملك عزيز ابن ملك جلال الدوله ابن بويه بود و هنگام ورود بمصر پس از آنكه طغرل بك عراق را بگرفت ، مادر او را تزويج كرد . نصر مرد شرابخواره‌اى بود و همواره در حال مستى بسر ميبرد . مستى او را وادار كرد كه بر تركمانهائى كه پدرش را بحكومت رساندند بيرون شود . آنها در بيرون شهر بودند ، روز فطر بود . تركمنها مقدمش گرامى داشتند و برابرش زمين
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 341 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت