همين كه آن بازرگان دانست . كسى كه نامه را از وى گرفته ، خود عميد لشكر بوده ، اين كار در نظرش بزرگ آمد و بمردم بازگو كرد و مردم او را ستودند و چون بمصر رسيد .
بر عميد لشكر دعا و ثنا كرد . و مردم با او در درود بر عميد لشكر همصدا شده و خبر به او رسيد ، و خرسند گشت .
بيان پارهاى از رويدادها
در اين سال ، در سراسر خراسان گرانى شدت يافت ، و از نبودن قوت و غذا مردم بعضى بعضى ديگر را ميخوردند گوئى انسان فرياد ميكرد : نان ، نان و ميمرد و بدنبال آن وباى بزرگى رويداد ، چنان كه مردم از دفن اموات درماندند .
در اين سال ، ابو الفتح بن عناز در حلوان درگذشت . مدت امارتش بيست سال بود و پس از او . فرزندش ابو الشوك بجاى او نشست . و از بغداد سپاهى براى قتال با او گسيل شد . ابو الشوك با آن سپاه تلاقى و پيكارى سخت كرد . در اين نبرد ابو الشوك منهزم گرديد و به حلوان گريخت و در آنجا اقامت كرد تا اينكه با وزير ابى غالب ، پس از ورودش ببغداد ، اصلاح حال او صورتپذير شد .
در اين سال ابو عبد اللّه محمد بن مقن بن مقلد بن جعفرى عمرو بن المهيا عقيلى درگذشت . و در مقلد خاندان مسيب و دودمان مقن گرد هم ميآيند ، عمر محمد بن مقن بهنگام فوت يكصد و ، ده سال داشت . و بسيار مرد خسيس و بخيلى بود . و با قرامطه ، بهنگام گرفتن « حجر الاسود » شاهد واقعه بود .
در اين سال ، امير ابو نصر احمد بن ابى الحارث محمد بن فريغون ، صاحب جوزجان درگذشت . او داماد يمين الدوله يعنى خواهر او را بزنى داشت . او و پدرش پيش از او دوستدار دانشمندان بودند و به آنان نيكى ميكردند .
در اين سال . ستارهء بزرگى كه از آن بزرگتر ديده نشده بود پاشيدگى پيدا كرد و هم در اين سال ، آب دجله بيست ذراع ( ذراع قانونى يا شرعى يا ذراع بازار در آن زمان برابر با پنجاه سانتيمتر بوده است . از تاريخ نقود و مقياسات در حكومت اسلامى تأليف س . محمد على شوشترى م . ) بالا آمد و بسيارى از بغداد و عراق غرق در آب