تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١

بيان خطبه براى علويان مصريها در كوفه و موصل

در اين سال نيز . قراوش بن مقلد امير بنى عقيل . بنام الحاكم بامر اللّه علوى صاحب مصر در سراسر قلمرو خويش خطبه خواند . حوزه حكمرانى او عبارت بودند از : موصل و انبار و مداين و كوفه و غيرها ، در آغاز خطبه در موصل خوانده شد . « الحمد للّه الذى انجلت بنوره غمرات العصب و انهدت بقدرته اركان النصب و اطلع بنوره شمس الحق من العرب . ( در حاشيه من الغرب آمده است ) ( به زبان فارسى اين معنى را بخشد كه : سپاس خداى را كه بنور خويش به تيرگيهاى جهل روشنى بخشود و به نيروى خود پىهاى نصب شده در هم كوبيد و با طلوع نور خويش خورشيد حق از عرب پيدا گرديد . القادر باللّه ، امير المؤمنين . قاضى ابا بكر بن باقلانى را ، نزد بهاء الدوله فرستاد و او را آگاه از آن پيش آمد كرد . علويان و عباسيان از كوفه به بغداد انتقال پيدا كردند ، و بهاء الدوله قاضى ابا بكر را گرامى داشته و به عميد لشكر نوشت و فرمان داد كه به جنگ قرواش روانه شود و يكصد هزار دينار برايش فرستاد كه هزينه سپاهيان نمايد ، و قاضى ابا بكر را خلعت پوشاند و قضاء عمان و سواحل به او واگذار كرد . عميد لشكر به جنگ با قراوش رفت قراوش پيام فرستاد ، پوزش طلبيد و خطبه براى علويان را قطع كرد و اعادهء خطبه بنام القادر باللّه نمود

بيان جنگ ميان بنى مزيد و بنى دبيس

ابو الغنائم محمد بن مزيد ، نزد بنى دبيس در جزيرهء آنها مقيم بود . اين محل از نواحى خوزستان بود و ابو الغنائم را با بنى دبيس بسبب زن گرفتن از آنها خويشاوندى سببى بود ، ابو الغنائم يكى از وجوه بنى دبيس را كشت . و به برادرش ابى الحسن على بن مزيد پيوست . بنى دبيس دنبالش كردند و به او دست نيافتند . سند الدوله ابو الحسن بن مزيد با يك هزار سوار رزمجو به آنها رسيد . و از عميد لشكر استمداد نمود و او سى ديلمى را بسوى