سپس يكى از نگهبانان پاسدار شهر دروازهاى را كه بحفظ و پاسدارى آن وى را گماشته بودند ، تسليم آنها كرد ، بربرها بر دژ باروى شهر بالا رفته ، و كسانى كه در آنجا بودند تار و مار نموده ، شهر را به زور متصرف شدند و اكثر سپاهيان كه در شهر بودند كشته شدند ، اهالى شهر بكوه بالا رفتند و مردم در مسجد اجتماع نمودند ، بربرها آنان را ، حتى زنان و خردسالان را كشتند و در مسجد و كاخ و ديار الزهراء آتش افكندند ، و اكثر آن بسوخت و اموال بغارت رفت .
ديگر اينكه واضح به پنهانى به سليمان نامه نوشت كه ميخواهد مخفيانه از قرطبه نزد او برود و به او مشورت داده بود كه بعد از عزيمت بسوى او ، بجنگ اقدام كند . اين خبر را به المؤيد دادند و او واضح را دستگير كرد و كشت . كار بر مردم قرطبه دشوار گرديد و مخاطره بزرگ شد . و خواربار كاهش پيدا كرد ، و مرگ و مير فزونى يافت . خواربار نزد بربرها كمتر از شهريان بود ، زيرا كه آنها آباديها را خراب كرده بودند و اهالى قرطبه جلاى وطن نمودند ، و المؤيد هر كس را كه متمايل به سليمان بود كشت .
بربرها و سليمان به محاصره و قتال با مردم قرطبه ادامه دادند و بر اهالى شهر سخت گرفته آنها را در تنگنا قرار دادند ، در مدت اين محاصره ، در طليطله عبيد اللّه بن - محمد بن عبد الجبار ظهور كرد و اهالى آنجا با وى بيعت كردند . المؤيد سپاهى بدان صوب گسيل داشت و آنجا را محاصره كرده ، مردم به طاعت المؤيد بازگشتند ، و عبيد اللّه اسير گرديد و در شعبان سال چهار صد و يك كشته شد .
اهالى قرطبه بعضى روزها با بربرها جنگ ميكردند ، گروه زيادى از بربرها كشته شدند ، و به همان نسبت هم در رودخانه غرق شدند ، پس از آنجا كوچيدند و رفتند به اشبيليه آنجا را محاصره نمودند ، المؤيد ، لشكرى به آنجا روانه كرد كه شهر را حمايت كرده و از تعرض بربرها محافظت نمودند . سليمان نامه به نمايندهء المؤيد به « سرقسطه » ( ساراكوس ) و غيرها نوشت و آنها را دعوت به اطاعت از خود كرد ، دعوتش اجابت كردند و به طاعت او درآمدند ، بربرها و سليمان از اشبيليه به قلعه رباح رفتند و آنجا را تصرف كرده و هر چه در آنجا بود به غنيمت بردند و آنجا را پايگاه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 326
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٢٦