تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
الناصر است . بازگشت او در نهم ذى حجه بود . در آن هنگام ، حكومت در دولت او با واضح العامرى بود . اهالى قرطبه بر او وارد شدند ، و به آنان نويد داد و منت گذارد بخوشدلى و به بربريان نامهء نوشت آنان با سليمان بن حاكم بن سليمان بن - عبد الرحمن بودند و آنها را به طاعت خويش خواند ، بربرها پاسخى به دعوتش ندادند ، به لشكريان و اهالى قرطبه دستور داد ، برحذر بوده احتياط كنند مردم او را دوست داشتند . سپس براى او نقل كردند كه نفرى چند از امويان كه در قرطبه ساكن‌اند به سليمان نامه نوشته‌اند و با او وعده گاه قرار دادند كه در بيست و هفتم ذى حجه در قرطبه باشد تا شهر به دو تسليم كنند . المؤيد آنان را گرفته زندانى كرد ، همين كه روز موعود فرا رسيد بربرها به قرطبه آمدند ، لشكريان و اهالى قرطبه ، سوار شده با المؤيد ، براى مقابله با آنها از شهر بيرون شدند ، بربرها برگشتند و لشكريان دنبالشان كردند و به آنها دست نيافتند . رسولان ميان آنها رفت و آمد كرد . موافقت بر چيزى بدست نيامد . پس از آن سليمان و بربريان به پادشاه فرنگ نامه نوشته كه به آنها مدد كند و در ازاء آن ، دژهائى كه منصور بن ابى عامر فتح كرده و گشوده بود ، بخشيدند پادشاه فرنگ ماجرا را به المؤيد نوشت و او را آگاه از آن احوال كرد و از وى خواست كه آن دژها تسليم كند و گر نه با سپاه خود ، سليمان را مدد كند . المؤيد با اهل قرطبه مشورت كرد ، بوى مشورت دادند كه دژها را تسليم نمايد از بيم آنكه مبادا سليمان را مدد برساند . در محرم سال چهارصد و يك صلح برقرار شد . چون بربرها مأيوس از يارى فرنگ شدند ، از اقامتگاه خود كوچيدند و نزديك به قرطبه فرود آمدند . اين كار در صفر سال چهار صد و يك رويداد ، و خيل آنها براست و چپ ميتاخته ، و بلاد را خراب ميكردند . المؤيد و واضح عامرى بارويى و خندقى در برابر باروى بزرگ ساختند ، سليمان در پيرامون قرطبه چهل و پنج روز بماند و به تصرف شهر كامياب نشد ، و به « الزهراء » نقل مكان كرد و آنجا را محاصره نمود . مردم شهر سه روز با آنها جنگيدند