تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
آموزش خط به نوسالان كار را آغاز كرد و تظاهر بديندارى و زهد كرد و در نماز گزاردن امامت آنها نمود ، آنگاه شروع بدعوت آنچه ميخواست كرد ، و دعوتش را پذيرفتند و با وى بيعت كردند و بر پيشوائى او اتفاق نمودند . پس از آن او خويشتن به آنها شناساند و براى آنها بيان كرد كه كتبى نزدشان هست كه پيشگوئى شده كه مصر و غيرها را مالك خواهد شد و به آنان وعده داد و به نويدها دلخوش كرد ، شيطان جز غرور نويدى ندهد ، بنو قره و زناته گرد او جمع آمدند و اتفاق بر بيعت با او نمودند و او را به خطاب امامت مخاطب ساختند . آنها در نواحى « برقه » سكنا داشتند ، همين كه فرماندار برقه آگاه شد ، مراتب را به الحاكم نوشت و او را متوجه كرد و استجازه نمود كه قصد آنها كند و اصلاح امر نمايد ، الحاكم امر كرد دست از آنها باز دارد و اعتنائى نكند . از آن سوى ابا زكات پيروان خويش گرد آورد و روى به برقه نهاد و قرار آنها بر اين شد كه يك سوم از غنائم از آن ابى زكات باشد ، و دو سوم هم از بنى قره و زناته همين كه به برقه نزديك رسيدند ، فرماندار برقه بيرون شد و با هم تلاقى كردند سپاه الحاكم منهزم گرديد و ابا زكات برقه را متصرف شد و او و همراهانش با آنچه از مال و سلاح و غيره بدست آورده بودند نيرو پيدا كردند ، و منادى او ندا در داد كه از تاراج رعيت و آزار آنها خوددارى شود . و در رفتار خود عدل و امر بمعروف ارائه كرد . منهزمين چون به الحاكم رسيدند ، اين امر بر او گران آمد ، و خود و مملكت را مهم و با اهميت دريافت و به نيكرفتارى و احسان بمردم و خوددارى از آزار آنها ، بازگشت و لشكرى حدود پنجهزار سوار رزمنده ، مجهز كرد و فرماندهى آن را به سركرده‌اى كه « بيسنال طوفل » ميناميدند داد . و آن نيرو را تحت فرماندهى شخص نامبرده رو به ابى زكات و پيروانش گسيل داشت . آن لشكر به « ذات الحمام » رسيد ابن نقطه با برقه دو منزل فاصله مسافت داشت ، در اين فاصله راهگذر آبى نميديد . مگر در چاههاى عمق كه به سختى امكان داشت از آنها آبى بدست آورد . ابو زكات سه با هزار سوار رزمجو بسيج كرد و فرمان داد بسوى مينال ( در بالا بيسنال نامبرده است م . ) عزيمت كند و پيش از آنكه او و همراهانش آن دو منزل فاصله را پشت سر بگذارند .