بيان محاصره كردن عمران بن شاهين
در شوال اين سال بختيار ، به قصد محاصره كردن عمران بن شاهين رو به « بطيحه » نهاد . يك ماه در « واسط » به شكار رفته در آنجا اقامت گزيد . سپس وزير خود ابا الفضل را مأمور كرد كه به جامده و پيرامون « يطيحه » سرازير شود . بناى كار را بر اين گذارد كه دهانه انهار و مجارى مياه را كه به « بطيحه » روان ميشد گرفته ، و آب آنها را به دجله و « ناروث » و « ربع طير » برگرداند ، اقداماتى كه امكان داشت در عراق در اجراى چنان برنامهاى به عمل آيد ، انجام گرديد . روزهاى اقامت به درازا كشيد آب دجله فزونى يافت و هر چه از آن كارها شده بود ، خراب كرد .
عمران ، از پناهگاه خود در « بطيحه » به پناهگاه ديگرى در همان منطقه نقل مكان كرد و هر چه هم از دارائى داشت با خود به پناهگاه جديد انتقال داد . همين كه آب فرو نشست و راهها خشك و استقامت يافت ، محاصرهشدگان جاى عمران بن - شاهين را در آن نقطه خالى يافتند و باز هم روزهاى درازى سپرى گرديد . مردم ( از سپاهيان ) از طول اقامت خسته شدند و آن سرزمين را به علت گرمى زياد هوا و پشه و قورباغه و نرسيدن مواد غذائى كه بدان معتاد بودند ، مكروه داشتند . و سپاهيان بر وزير ( ابا لفضل ) بتمرد برخاسته ، به او ناسزا گفته و دشنام داده و حاضر به اقامت در آن محل نبودند . با چنان پيش آمدى بختيار ناچار بمصالحه شد كه مالى از عمران بگيرد و به راه خود برود .
عمران در آغاز امر ، بيمناك شده ، حاضر بود پنج هزار هزار درهم ( پنج ميليون . م ) تقديم كند . وقتى بهمريختگى و پاشيدگى كار بختيار را بديد حاضر شد هزار هزار . درهم آن هم به اقساط بدهد ، بى آنكه گروگانى بدهد و يا سوگند در پرداختش ياد و تعهدى بنمايد . همين كه بختيار و لشكريانش از آن محل كوچيدند ، عمران ، در پيرامون مردم اردو بدستبردهائى اقدام كرد ، و غنيمتى هم از آنها گرفت و اردو و ارتش بختيار شيرازهء نظمش گسيخت و در آن فساد پيدا شد ، و اطاعت