باشد و اسارت او در همان روزى كه آن گوزن به منصور رسيد ، توجه كنيد كه چه اتفاق شگفتىانگيز بود .
بيان پارهاى از رويدادها
در اين سال وزير ابو القاسم على بن احمد ابرقوهى . بعد از مراجعت از خوزستان از بطيحه بر بهاء الدوله ورود كرد . او در بطيحه نزد مهذب الدوله پناهنده شده بود . و بهاء الدوله او را طلبيد كه مقام وزارت بوى بدهد ، و نزد بهاء الدوله رفت ولى اين كار انجام نشد . و به بطيحه برگشت . الفاضل وزير بهاء الدوله در واسط با او بود همين كه آن خبر شنيد ، اجازه خواست ببغداد برود بوى اجازت داده شد ، بهاء الدوله دوباره ابرقوهى را طلبيد كه نزد او مراجعت كند او مغالطه كرد و برنگشت .
در اين سال در ذى حجه ، ابو حفص عمر بن احمد بن محمد ابن ايوب معروف به ابن - شاهين واعظ درگذشت . ولادتش در ماه صفر بسال دويست و نود و هفت بود بسيار حديث ميدانست و در آن از ثقات بود . در ذى قعده اين سال امام ابو الحسن على بن احمد بن احمد بن مهدى معروف به دارقطني امام مشهور درگذشت .
در ربيع الاول اين سال محمد بن عبد اللّه بن سكرة الهاشمى درگذشت . او از فرزندان على بن المهدى باللّه بود و از على بن ابى طالب عليه السلام منحرف و روى گردان و زبانى به دو خبيث داشت و از سفاهتش پرهيز ميكردند . از سرودههاى خوب او اين شعر است كه ميگويد :
فى وجه انسانة كلفت بها * اربعة ما اجتمعن فى احد
الوجه بدر . و الصدغ غالية * و الريق خمر . و الثغر من برد
مفاد ان به زبان فارسى چنين است كه : به روى دلبرى دلبستگى پيدا كردم كه چهار چيز در آن جمع داشت كه هيچكس آنها را نداشت : روئى بمانند ماه شب چهارده شقيقهها كه زلفان مشكبويش بر آنها افتاده ، و شراب مست كننده لعاب دهانش ، و دندانهايش از برف در سپيدى سبق ربوده است . . »
در اين سال يوسف بن عمر بن مسروق ، ابو الفتح قواس زاهد ، در ربيع الاول در - گذشت و پنجاه و پنج سال داشت
.